حقیقت توحید و راه رسیدن به آن
12آیا این عهد نبوده است؟! الآن شما در وجود خود مشاهده کنید، این عهد را نمیبینید؟! این فطرتی که خدای متعال در ما قرار داده است، این همان عهدی است که در عالم ألست از ما گرفته است که در اینجا امیرالمؤمنین علیه السّلام هم میفرماید:
خداوند وقتی که دید این مردم آن عهد را فراموش کردند و آن حقّ جوار را به کناری نهادند، انبیاء را فرستاد تا اینکه آنها را متوجّه کند و این «مَنسیِّ نِعمَتِه»، نعمت فراموش شدهای را که برای آنها است که همان حقیقت توحید و تعلق به آن مبدأ حیّ است، به آنها یادآوری کنند، با وجود دستورها و با وجود احکام و تکالیف.1
لذا ما الآن مشاهده میکنیم این مسئله را در خود میبینیم. همۀ افراد این مطلب را میبینند؛ حتّی کافر این عهد را مشاهده میکند. وقتی که دارد دروغ میگوید، در وجود خود اظهار ندامت میکند؛ این همان عهد است. وقتی که دارد خلاف میکند، در پیش خود شرمنده است. وقتی که به کناری میرود و در خاموشی خود به فکر فرو میرود، خود را ملامت میکند؛ این همان عهد است. همین شخص کافر وقتی که به دیگری ظلم میکند، [دچار پشیمانی میشود]؛ این همان عهد است. آنهایی که در کربلا آمدند و فرزند رسول خدا را کشتند، آیا بعداً دچار پشیمانی نشدند؟! اگر این عهد در وجود آنها نبود که نباید پشیمان بشوند و اگر این فطرت قطع شده بود که نباید پشیمان بشوند. این پشیمان شدن برای چیست؟ این سرزنش کردن برای کیست و برای چیست؟ این سرزنش، این پشیمانی و ندامت و این اظهار تأسّف از انحراف طریق و انحراف فطرت، بهواسطۀ این عهدی است که خدای متعال قرار داده است.
لذا در سورۀ یس میفرماید: ﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ﴾؛ شما وقتی که به خودتان مراجعه کنید، آیا این عهد را در وجود خود نمیبینید، آنوقت میروید بت را میپرستید؟! آنوقت میروید شرک میورزید؟! آنوقت مرا کنار قرار میدهید؟! شما نیازی به فرستادن پیغمبر ندارید، شما نیازی به فرستادن امام ندارید؛ در مرتبۀ ظاهر و در مرتبۀ ابتدایی، خودتان به خودتان مراجعه کنید میفهمید که دور هستید یا نزدیک هستید، میفهمید آیا در صراط آن عهد بهسر میبرید یا با تقلّب و دروغ دارید روزگار میگذارید، با حیله و مکر و کلاه سر مردم گذاشتن دارید روزگار میگذرانید، با ظلم و عدوان و به هر شکل و به هر نوع دارید روزگار میگذرانید! خودتان میتوانید این را بفهمید که الآن در آن صراط و در آن مسیری که عهد من بر آن صراط و بر آن مسیر مستقّر شده است، گام برمیدارید یا به غیر از این. این دیگر نیاز به دلیل و بیّنه و شاهد ندارد؛ هر کسی به ذات خود مراجعه کند میداند که در چه مسیر و در چه طریقی دارد حرکت میکند. بله، پیغمبران و بزرگان و اولیاء میآیند و راه فعلیّت رساندن آن عهد را به انسان میآموزند و دست انسان را میگیرند. ولی انسان نسبت به این قضیّه نیازی به پیغمبر و امام ندارد؛ انسان میفهمد که آیا دروغ صحیح است یا راست صحیح است؛ کدام صحیح است؟ هر کدام را که فطرت او [تأیید کند، آن صحیح است].
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٣:
«وَ اصْطَفَی سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِیَاءَ أَخَذَ عَلَی الْوَحْیِ مِیثَاقَهُمْ وَ عَلَی تَبْلِیغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللَهِ إِلَیْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اجْتَالَتْهُمُ الشَّیَاطِینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ یُرُوهُمْ آیَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوع.» ترجمۀ صلاة الجمعة، ص ٣٨:
«خداوند سبحان در این کره خاکی، پیامبرانی از فرزندان آدم برگزید و ازآنان برای سپردن وحی و امانت در تبلیغ رسالت پیمان گرفت، در آن هنگامکه اکثر مردم تعهد الهی را نادیده انگاشتند و حق خداوندیش را به جای نیاوردند و شرکای موهوم در برابرش اتخاذ کردند، شیاطین با گستردن دامهای حیلهگری آنان را از معرفت ربانی محروم ساختند و رابطه عبودیتشان را با معبود بیهمتا از هم گسیختند. خداوند رسولانی را برانگیخت و پیامبرانش را پیاپی به سوی آنان فرستاد، تا مردم را به ادای پیمانی فطری که با آفریدگارشان بسته بودند، وادار نمایند و نعمت فراموش شده او را بیادشان بیاورند، و با تبلیغ دلایل روشن وظیفه رسالت را بجای آورند، و نیروهای مخفی عقول مردم را برانگیزانند و بارور سازند، آیات با عظمت الهی را که در نظام کلی هستی نقش بسته است به آنان بنمایانند، آسمانهایی برافراشته بالای سرشان و گهواره گسترده زمین زیرپایشان.»
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٣:

