حقیقت توحید و راه رسیدن به آن
9﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَهِ لَن يَخۡلُقُواْ ذُبَابٗا وَلَوِ ٱجۡتَمَعُواْ لَهُۥ﴾؛ آن کسانی را که در این دنیا بهجز من میخوانید و دل خود را متوجّه غیر من نمودهاید و با افرادی غیر از من سَر و سرّ پیدا کردهاید و در این دنیای خود بهدنبال رسیدن به آنها و بهدنبال انتفاع از مافوق و انتفاع از افرادی که آنها را مؤثّر میپندارید هستید، بدانید که اینها که هستند و قدرت اینها به چه اندازه است و توان آنها در این دنیا [به چه اندازه است]!
مگر ما ندیدیم؟! مگر خود به چشم خود ندیدیم؟! آیا برای ما عبرت نیست؟! آن کسانی که تصّور میکردند در این دنیا عمر جاودان و قدرت بیپایان دارند و دنیا پشت سر آنها است و همۀ دُوَل و ملل، آنها را حمایت میکنند، دیدید به کجا رسیدند؟! دیدید به چه روزی افتادند؟! دیدید افرادی که در تخیّل ما نمیگنجید روزی این مسئله برای آنها پیدا بشود و پایانی بر زندگی آنها متصّور بشود ـ کجا ما تصّور میکردیم ـ، یکمرتبه تقدیر و مشیّت پروردگار فرود آمد و صائقۀ قهر الهی چنان آنها را فرا گرفت کأنْ لم یَکُنْ شیئًا مَذکورًا!1دیگر نه از تاک خبر ماند و نه از تاکنشان؛2 نه اسمی از آنها باقی ماند و نه رسمی!
[خداوند میفرماید]: این افرادی را که در این دنیا شما به آنها توجّه دارید و بر خلاف فطرتتان که من آن فطرت را در ارتباط با ذات خود جبلّی کردم و در ارتباط با تعلّق خود، آن فطرت را قرار دادم، شما این ناموس را به غیر سپردید و این مسئلۀ حیاتی را به دست نامحرم دادید و قلبی را که عرشالرّحمان است در معرض تاخت و تاز بیگانه درآوردید، اینها آنهایی هستند که در این دنیا قادر بر خلق یک مگس هم نمیباشند!
یعنی خدای متعال چطور در اینجا بیان بکند که تمام این یافتههای شما همه تافته است و تمام این تصوّرات شما در اینجا بر هوا و پوچ است؟! آن کسانی را که در این دنیا به آنها روی آوردهاید و اتّکا میکنید، خیال میکنید میتوانند کاری انجام بدهند، در قبال تقدیر و مشیّت پروردگار اینها میتوانند برای شما کارساز باشند ـ شریک، همسایه، مقام مافوق و هر کسی که در این دنیا هست ـ، این شخصی که شما به او روی آوردید و روی او حساب باز کردید و مرا کنار گذاشتید یا کمرنگ نمودید ـ تفاوت نمیکند ـ، اینها کسانی هستند که قدرت خلق یک مگس در این عالم ندارند؛ آن وقت شما من را کنار گذاشتید و دنبال آنها میروید؟! ﴿وَلَوِ ٱجۡتَمَعُواْ لَهُۥ﴾؛ اگر همه با هم جمع بشوند و همۀ توان خود را بهکار ببرند و از همۀ ابزار و وسایط برای رسیدن به این مقصود استفاده کنند، اینها نمیتوانند یک مگس را خلق کنند!
- ترجمه: «گویی که اصلاً چیزی نبوده است.»
- دیوان جامی، فاتحة الشباب، غزلیات، غزل ٧٢٤:
بودم آن روز درین میکده از دُردکشان ** که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان

