حقیقت توحید و راه رسیدن به آن
15چگونگی استفاده از قلب برای استنباط احکام و مبانی
این روایت روایت بسیار عجیبی است و این روایت میتواند یکی از اصول موضوعۀ استنباط احکام و مبانی باشد که چطور انسان تشخیص بدهد این عمل مقرِّب إلیاللَه است یا مبعّد است؟ انسان این عمل را به خود عرضه میکند، به آن فکر میکند؛ قلب خودت را از ماسویاللَه پاک کن، آنگاه نسبت به این عمل بیندیش و ببین که نفس و قلب تو در قبال این عمل چه جایگاه و موقعیّتی به خود میگیرد. در آنجا است که نور الهی میتابد و کدورت و نورانیّت این عمل برای انسان آشکار میشود. لذا انسان در خیلی از موارد میبیند با بعضی از احکامی مواجه میشود که هرچه به قلب خود مراجعه میکند میبیند این قلب این مسئله را نمیپذیرد؛ چون حکم، خلاف و حکم، خطا است، از هر کسی میخواهد سر بزند، قلب نمیگیرد! اینجا است که انسان وقتی این توجّه را قوی کند و وقتی این مسئله را تجرّد بیشتری ببخشد، آنگاه کمکم به مراتبی میرسد که خود میتواند آن ملاکات و آن مناطها و آن مرتبۀ جعل علل احکام را در وجود خویش بیابد و خود نسبت به آن مطالب اظهار نظر کند.
خدا مرحوم حاج هادی ابهری را رحمت کند و بیامرزد. اسمش در اینجا آمد و حتماً نصیبی داشته است که در اینجا دوستان و مؤمنین یادی از او بکنند. ایشان مرد بسیار روشنضمیری بود. بنده خودم از مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ شنیدم که از مرحوم آیةاللَه میلانی [نقل میکردند که] ایشان میفرمود:
وقتی که برای من در کیفیّت فتوا و بعضی از احکام مشکلاتی پیدا میشود، با حاج هادی ابهری صحبت میکنم و آن نظر حاج هادی برای من حجّت است.
مرحوم آیةاللَه سیّد محمّدهادی میلانی، آن مرجع تقلید بزرگ که مرحوم والد فرمودند:
بعد از مرحوم آقا سیّد عبدالهادی شیرازی ـ رحمة اللَه علیه ـ افراد را فقط به مرحوم آیةاللَه میلانی من ارجاع میدادم و به کس دیگری ارجاع ندادم.

