حقیقت توحید و راه رسیدن به آن
13معیار تشخیص نیکی و گناه در عمل انسان
لذا فرمودهاند ـ ظاهراً این مسئله را در سنن دارمی نقل میکند ـ که یک شخص خدمت رسول خدا آمد و حضرت در مسجد مدینه نشسته بودند. حضرت فرمودند: «آمدی و میخواهی از معنای برّ و نیکی از من بپرسی.» عرض کرد: «بلی یا رسولاللَه؛ من خدمت شما آمدم تا به شما بگویم که برّ چیست؟ نیکی چیست؟ عمل صالح چیست؟ کار خیر چیست؟ که امور خود را نسبت به آن تنظیم کنم و مسائل خود را نسبت به آن تطبیق کنم.»
حضرت فرمودند:
[استَفتِ نَفسَکَ]، استَفتِ قَلبَکَ؛ البِرُّ مَا اطمَأنَّت إلَیهِ النَّفسُ و اطْمَأنَّ إلَیهِ القَلبُ و الإثمُ ما حاکَ فی النَّفسِ و تَرَدَّدَ فی الصَّدرِ [وَ إن أفتاکَ النّاسُ و أفتوکَ].1
عجیب روایتی است این مسئله! با اینکه این روایت در کتب اهلتسنّن آمده است، ولکن آثار صدق از مضامین این روایت کاملاً هویدا است. «استَفتِ قلبَک؛ همیشه برای تشخیص برّ و برای تشخیص عمل صالح، به قلب خودت مراجعه کن!» وقتی که داری ظلم میکنی، وقتی که داری به ناحق یک سیلی به غیر میزنی به قلب خودت مراجعه کن؛ اگر این فرزند تو هم بود میزدی؟! وقتی که داری یک دروغ میگویی، به قلب خودت مراجعه کن؛ اگر فرزند یا یکی از نزدیکان خودت هم بود در جایی که برای آنها ضرر داشت، آیا این دروغ را میگفتی؟! به قلب خودت مراجعه کن آیا کدورت گناه را در قلب خودت نمیبینی؟! به قلبت خودت مراجعه کن آیا نورانیّت راست و صحیح و عمل صالح را در وجود خود و در قلب خود مشاهده نمیکنی؟! خیلی راحت است؛ «استَفتِ قلبَک!» حضرت نمیفرماید: صبح تا شب بلند شو بیا در مسجد مدینه دائماً از من بپرس، دائماً وقت من را بگیر، دائماً بگو آقا این کار را بکنم، آن کار را نکنم! در اینجا نه من وقت دارم و نه زندگی اجتماعی اقتضا میکند که این کار را بکنی! خدا به تو قلب داده، خدا به تو مغز داده و خدا به تو شعور داده است؛ چطور در کارهای دیگر این شعور را خوب بهکار میاندازی، ولی نسبت به این مسائل که میشود دائماً بلند میشوی بروی سؤال کنی؟! «استَفتِ قلبَک؛» از قلب خودت فتوا بگیر و طلب فتوا بکن ببین چه حکم میکند، چه نصحیت میکند و این قلب چه راهی را پیشنهاد میکند.
- سنن الدارمی، ج ٢، ص ٢٤٦. فقاهت در تشیّع، ص ٦٧:
«حضرت فرمودند: همیشه (دربارۀ امور و قضایا) از قلب و ضمیر و فطرت خود پرسش نما! عمل نیک، آن کاری است که نفس به انجام آن مطمئن و آرام باشد و قلب نیز در آسودگی و انبساط از آن استقبال نماید؛ و عمل خلاف و ناشایست، کاری است که در نفس و قلب قرار نمیگیرد و دائماً در تردّد و شک و رفتوآمد است، گرچه مردم به انجامش فتوا دهند و دیگران نیز حکم به آن بنمایند (تو به قلبت نگاه کن، نه به فتوای دیگران).»
- سنن الدارمی، ج ٢، ص ٢٤٦. فقاهت در تشیّع، ص ٦٧:

