اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محوریّت دین اسلام و قرآن بر توحید

0
جلسات

حکمت تشریع حکم قربانی. میزان تأثیر ظاهر عمل در ارزش آن. ارزش یافتن عمل به‌واسطۀ جنبۀ باطنی و الهی آن. معنای عید. علّت جعل عید فطر به‌عنوان عید. علّت جعل عید قربان به‌عنوان عید. لزوم حسن ظنّ به خدا در حج. قربانی حج به عوض فدا کردن و قربانی‌نمودن نفس خود. عید گرفتن عید قربان به‌سبب حصول حالات تجرّدی حج. علّت جعل عید غدیر به‌عنوان عید. خطر انحطاط از اعیاد حقیقی به اعیاد اعتباری و موهومی. تنافی سلطۀ کفار بر مؤمنین با محوریّت توحید در اسلام. وجوب هجرت از دارالکفر به دارالإسلام.  لزوم دفاع و حمایت از حق. آثار سوء بی‌تفاوتی و عدم دفاع از حق. حکایت کناره‌گیری سعد بن وقّاص از دفاع و حمایت از حقّانیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام. محاجّۀ معاویه و سعد وقّاص. استشهاد سعد وقّاص به فضائل خاصّۀ امیرالمؤمنین. احتجاج معاویه علیه کناره‌گیری سعد وقّاص از یاری علی با وجود علم به فضائلش. علّت حرمت شدید و اکید احتیاط‌کاری بی‌مورد در دفاع از حق. اعتراض منتصر عبّاسی به هتک حرمت نمودن پدرش متوکّل نسبت به اهل‌بیت علیهم السّلام. حفظ اعتدال و انقیاد تام نسبت به ولایت در مکتب تشیّع.

محوریّت دین اسلام و قرآن بر توحید

3
  • می‌دانید امیرالمؤمنین علیه السّلام برای اینکه مردم را از تحت ولایت و حکومت کفر خارج کند، چقدر شمشیر زد؟! چون آنها می‌گفتند: «مسلمان‌ها باید در تحت حکومت ما باشند و ما اجازه نمی‌دهیم که آنها آزادانه دینی بیاورند و پیغمبری در مدینه باشد؛ هر کاری می‌خواهند بکنند باید در تحت ولایت ما باشند!» و اینکه یک نفر مسلمان در تحت ولایت کفر باشد، اصلاً با روح اسلام سازش ندارد؛ یعنی این امر، مساوی است با منهای اسلام!

  • وجوب هجرت از دارالکفر به دارالإسلام

  • وقتی که روی این حساب باشد، پس ما در حکومت کفر، هر درجه و مرتبه‌ای از اسلام را داشته باشیم، مجازی است و حقیقی نیست؛ مثل اینکه شما به پاریس بروید و در تحت ولایت و حکومت آنها زندگی کنید و نمازی هم برای خودتان بخوانید، ولی آن روح و جان شما در تحت حکومت کفر است. لذا هجرتِ از دارالکفر به سوی دارالإسلام واجب است، و اصلاً زندگی کردن در دارالکفر غلط است! اگر کسی برای هر کاری در خارج زندگی کند، حرام است؛ و اگر تبعۀ آنها بشود، از حرام هم بالاتر، حرام مؤکّد است! هر شخصی که در تحت ولایت کفر است و آن قانونی که بر او حکومت می‌کند قانون کفر است، باید خودش را از آن قانون خارج کند و در دارالإسلام بیاید. هجرت از دارالکفر به سوی دارالإسلام واجب است؛ آیۀ صریح قرآن داریم. حتّی کسانی که در دارالکفر هستند، اگر حکومت به اسلام برگردد، نمی‌توانند حکومت اسلام را در دست بگیرند مگر اینکه به دارالإسلام برگردند.

  • پس اگر ما در تحت ولایت کفر باشیم و نماز بخوانیم، روزه بگیریم، صدقه بدهیم، حج کنیم، نکاح کنیم، تجارت کنیم، شب‌های قدر قرآن بر سر بگیریم و همۀ کارها را بکنیم، ولیکن آن پرتوی کفر بر سر ما باشد، تمام این اعمال ما بی‌ارزش و پوک و مجاز است! اگر ما در تحت حکومت اسلام باشیم، این اسلام ما را به نماز صحیح، روزۀ صحیح، حجّ صحیح و عمل صحیح دعوت می‌کند و همۀ واقعیّت‌ها را به ما نشان می‌دهد. اگر ما در تحت حکومت اسلام باشیم و فرض کنید که نماز هم نخوانیم، روزه هم نگیریم و هزار معصیت هم بکنیم، باز بهتر است از اینکه در تحت حکومت کفر باشیم و همۀ کارها را خوب انجام بدهیم! این یک بحث طولانی دارد، ولیکن در همین‌جا آن را ختم می‌کنیم.1

    1. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج ٣، ص ٦٩ ـ ٧٧؛ ولایت فقیه، ج ٢، ص ٢٥٣؛ ج ٣، ص ١١٩ ـ ١٢٥.