معنای تقوا و مراتب آن
15[فَرَقَت أرواحُها إلَی أطرافِ أجنِحَةِ الأرواحِ؛ «و جانهای آنها را بهسوی اطراف بالهای ارواح، منتشر و پراکنده نمودی.»]
فَناجَوکَ فی أرکانِکَ؛ «اینها با تو در آن ارکان وجودیِ تو به مناجات پرداختند.»
خیلی عبارت، عبارت عجیبی است! یعنی مناجات، دیگر از مقام صفت و اسم گذشته، این مناجات فقط با تو دارد تحقق پیدا میکند و اینها با ذات تو دارند مناجات میکنند.
و وَلَجوا بَینَ أنوارِ بَهائِکَ؛ «و بین انوار بهاء تو اینها به نور مطلق تبدیل شدند. وجود آنها همان وجود بسیط و آن وجود حقیقت حق شده است که تعیّن آنها به تعیّن حق متعیّن شده و جلوۀ آنها به ظهور حق تجلّی کرده و دیگر آنها از خود بیرون آمدهاند.»
[و نَظَروا مِن مُرتَقَی التُّربَةِ إلیٰ مُستَویٰ کِبریائِکَ؛ «و از این خاکدان و تربت با نظر ارتقاء به سوی مستوای مقام کبریائیّت تو نظر کنند.»]
فَسَمّاهُم أهلُ المَلَکوتِ زُوّارًا و دَعاهُم أهلُ الجَبَروتِ عُمّارًا؛ «[اهل] ملکوت به [آنان] ”زائران حریم قدس“ و [اهل] جبروت به [آنان] ”عامرین“ (کسانی که به عمران و اصلاح خود پرداختهاند) میگویند.»
لزوم رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا و عدم اکتفا به مراتب مادون
این هدف و مقصدی است که خداوند متعال برای ما تقدیر کرده است. آنوقت ببینید ما کجا هستیم و در چه مطالبی داریم سیر میکنیم! به فکر امروز و فردا و مسائل دنیا! لذا میفرماید:
﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾؛1 «ای کسانی که ایمان آوردهاید، به بالاترین مرتبۀ تقوا برسید.»
نگران خودتان باشید! شما برای این مرتبه خلق نشدهاید که بخواهید یک تقوا [صرفاً] در این مرتبه داشته باشید؛ شما برای کهکشانها خلق شدهاید! چرا به یک متر و دو متر خودتان را قانع میکنید؟! چرا فقط به احکام ظاهری بسنده میکنید؟! چرا خودتان را از تحت این احکام درنمیآوردید تا با عبور از مسائل غیب سر از جایی درآورید که حتی حاکم به این احکام، قدرت توهّم آن مقام را نخواهد داشت و حتی کسانی که آنها در این مطالب سیر کردهاند قادر بر توهّم آنها نخواهند بود! شما برای چنین جایی هستید.
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 102.

