معنای تقوا و مراتب آن
14سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِکَ و تَرقَیٰ إلیٰ نورِ ضیاءِ قُدرَتِکَ؛ مقدس است ذات اقدس تو ای پروردگار! کدام چشمی میتواند در قبال بهاء نور تو مقاومت کند و ایستادگی کند و آن بهاء نور تو را ببیند؟! کدام چشمی میتواند؟! نه این چشم ظاهر، این چشم ظاهر که معنا ندارد! این چشم ظاهر که فقط سنگ و گِل میبیند! بلکه کدام چشم دل میتواند با آنهمه موقعیت و با آن ظرفیت و آن سعهای که دارد بتواند در قبال بهاء نور تو مقاومت کند و قبول کند و تلقّی کند و تحمل این بهاء نور تو را داشته باشد و به بالاترین مراتب ضیاء قدرت تو دست بیندازد؟!
و أیُّ فَهمٍ یَفهَمُ ما دونَ ذلک؛ و کدام فهمی میتواند حتی مادون این مرتبه را بفهمد؟! کدام ادراکی میتواند آن حقیقتی را که ولیّ تو و آن شخصی که با فناء در ذات تو و از دست دادن نفس و انّیّت خود، لذت مناجات با تو را یافته است، آن حال را بفهمد؟! کدام عقل میتواند این را درک کند؟!
إلّا أبصارٌ کَشَفتَ عَنها الأغطیَةَ؛ «فقط یک دسته هستند: آنهایی که تو پرده را از جلوی چشمانشان باز کردی و کنار زدی!»
و هَتَکتَ عَنها الحُجُبَ العَمیَّةَ؛ «و حجابهایی که موجب کوری دل است را تو آمدی کنار زدی و بندۀ خودت را از اینها عبور دادی و حرکت دادی!»
چه حجابهای ظلمانی و چه حجابهای نورانی؛ هر دو! حجاب نورانی هم حجاب برای دیدن یار است و آن هم حجاب برای رؤیت محبوب است. نه فقط حجابهای ظاهر، نه فقط تعلقات دنیا، نه فقط امیال دنیا و امیال شهوانیِ در عالم کثرات. خود حجاب نورانی، [مانند] همنشینی با ارواح، همنشینی با ملائکه و همنشینی با انوار قدسیه، تمام اینها بهعنوان حجاب، مانع از دیدن تو هستند! این حجابها را همه را کنار زدی تا اینکه آنها آمدند و در انوار بهاء تو غوطهور شدند، آنچنان مست شدند که اصلاً سر از پا نشناختند!

