معنای تقوا و مراتب آن
11﴿وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوٰنٗا وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَا كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَهُ لَكُمۡ ءَايٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾.1
ای مردم، شما در یک وضعیتی بودید که در کنار جهنم قرار داشتید. دوران جاهلی شما دورانی بود که در آن دوران به تمام مسائل و به تمام ارزشها پشتپا زده بودید. خواستهای شما، خواستهای دنیوی بود. دائماً بر سر مسائل قبیلگی و مسائل دنیایی با هم به نبرد و مقابله و خونریزی میپرداختید. دختران خود را زندهبهگور میکردید. راجع به مسائل دنیوی و مسائل پَست، زندگانی خود را میگذراندید. تمام عالمِ شما و زندگانی شما را اینگونه مطالب تشکیل میداد. ارتباطات بین شما براساس خودخواهی و انانیّت و تفَرعُن بود. ارتباطات جنبۀ الهی و توحیدی نداشت. براساس تفاخر با هم زندگی میکردید. براساس انانیّتهای مادی و عالَم کثرت با هم برخورد میکردید. دیدگاه شما در روابط، دیدگاه مادی بود. براساس زیادی و کمی ثروت روابط ایجاد میکردید؛ نه براساس انسانیت، نه براساس توحید و اشتراک در انتساب و وحدت در انتسابِ به حق. در رفاقت براساس دیدگاههای مادی کسب رفاقت میکردید. روابط اجتماعی، تمام براساس مسائل مادی بود. برای برگزینی رفیق، به مسائل ظاهری او نگاه میکردید، نه به باطنش. برای تشکیل زندگی به قضایای ظاهری و مسائل مورد توجه مردم توجه میکردید، نه به اصل و اساس و حقیقت خود این مسئله.
تا اینکه خدای متعال بر شما منّت گذاشت: ﴿لَقَدۡ مَنَّ ٱللَهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلٰلٖ مُّبِينٍ﴾؛2 تا اینکه خدا بر شما منّت گذاشت و پیامبری را از آن سو بهسمت شما روانه نمود تا اینکه آن امیال را به میل توحیدی برگرداند. آن خواستها را به خواست توجه به حق برگرداند. آن مسیری را که در این دنیا براساس نگرشهای مادی و براساس دیدگاههای مادی طی میکردید، تبدیل به نگرش الهی کند، شما را از این منجلاب درآورَد، روح توحید بر کالبد میّت شما بدمد و از آن حقیقت توحید بر نفس شما بِوَزاند؛ تا اینکه رفتارتان تغییر کند، ارتباطاتتان عوض شود، دیدگاهتان فرق کند، وضعیتتان از آن وضعیت کثرتی و وضعیت دنیایی بیرون بیاید و به آن عالم قدس پرواز کنید.
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 103. امام شناسی، ج 13، ص 309:
«[همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و تفرقه نکنید] و نعمت خداوند را که بر شما ارزانی داشت به خاطر بیاورید، در آن زمانی که شما دشمنِ هم بودید و خداوند در میان دلهای شما الفت افکند و بنابراین در سایۀ نعمت خدا برادر شدید، و شما در لب پرتگاه گودال آتش بودید و خداوند شما را از آن برگرفت. اینطور ای پیامبر، خداوند آیاتش را بر شما مردم، روشن و مبیّن میدارد به امید آنکه شما راه را پیدا کنید.» - سورۀ آلعمران (3) آیۀ 164. اسرار ملکوت، ج 3، ص 150:
«بهتحقیق و حقّاً که خداوند بر مؤمنین منّت نهاد و پیامبری از میانشان برانگیخت که آیات خود را بر آنان بخواند و آنها را پاک و تزکیه نماید و کتاب و حکمت بیاموزد، درحالیکه آنها در گمراهی و ضلالت آشکار قرار داشتند.»
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 103. امام شناسی، ج 13، ص 309:

