اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای تقوا و مراتب آن

راه وصول و نشانۀ رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا چیست؟

15951
عید فطر
نسخه عربی

معنای تقوا و مراتب آن

9
  • در روایتی است که شخصی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: «من از خداوند طلب صحت و سلامتی و طول عمر و گشایش و انبساط می‌کنم.» حضرت فرمودند:

  • از کجا این دعای تو، دعای خیر است؟ چه‌بسا ممکن است که خیر بندۀ مؤمنی در فوت فرزند او باشد! چه‌بسا ممکن است که خیر مؤمنی در قرض و گرفتاری او باشد! چه‌بسا ممکن است که خیر مؤمنی در قطع دست او باشد!

  • مسئله این است.

  • راه رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا و نشانه‌های آن

  • آن کسی که می‌خواهد به او رو بیاورد، آن کسی که می‌خواهد هم‌نشینی با خوبان را نصیب خود کند، آن کسی که می‌خواهد ملاقات با پروردگار را برای خود تحصیل نماید، باید امیال خود را تغییر دهد، باید هواهای خود را تبدیل کند، باید آنچه را که سایر مردم به آنها گرفتارند و در منجلاب رذالت‌ها و پستی‌ها و هواها و توهّم‌ها و تخیل‌ها دست و پا می‌زنند، از آن منجلاب خود را بیرون بکشد تا بتواند استعدادهای نهفتۀ خود را به فعلیت برساند. انسان باید آنچه مردم به‌دنبال آن هستند از هواها و تغییرات و تحولات و «امروز چه شده است» و «فردا چه خواهد شد» و... را برای مرم بگذارد. اگر می‌خواهد ﴿ٱتَّقُواْ ٱللَهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾ برای او حاصل بشود، اگر می‌خواهد به آن مرتبۀ بالا برسد، باید راهی را برود که رهروان رفتند و از پیش خود راه درنیاورد. راهی را که افراد عادی طی کرده‌اند، در هر لباس و در هر شکل، آن راه را کنار بگذارد. نتیجۀ آن راه همین است که ما داریم مشاهده می‌کنیم، نتیجۀ آن راه همین است که ما در افراد می‌بینیم. نتیجۀ آن راه همین است که شخص بعد از گذشت هفتاد سال و هشتاد سال، در هنگام رفتن، آن وقت که دیگر مطلب یقینی و علمی می‌شود، دیگر در آنجا اعتبارات کنار می‌رود، دیگر وعده‌ها در آنجا به پوچی تبدیل می‌شود و آن باطنِ پوچِ خود را نشان می‌دهد، آن ارتباطات دیگر در آنجا حذف می‌شود، آن وعده‌ها دیگر کنار می‌رود، آن امیدهای طبیب برای بقا دیگر به نا امیدی تبدیل می‌شود، آن جمع مال و ثروت که به تخیل زندگانی مادام‌العمرِ دهر برای خود تحصیل کرده، دیگر تمام آنها پرِ کاهی ارزش ندارد، آن سلامتی که به امید آن سلامتی خود را به هر اشتباه و به هر شهوترانی می‌انداخت، الآن دیگر برای او ارزشی ندارد. آن محبوبیت و جاذبه‌هایی که همۀ افراد چون پروانه به دور شمع او می‌گردیدند و تصور دوام و ابدیّت را برای خود می‌کرد، دیگر آن افراد برای او ارزشی ندارند. مریض می‌شود، دیگر کسی به سراغش نمی‌آید. در خانه می‌افتد، دیگر کسی از او احوال نمی‌پرسد.