معنای تقوا و مراتب آن
18اللَهمّ إنّی أسألُکَ خَیرَ ما سَألکَ به عِبادُکَ الصّالِحون، و أعوذُ بکَ مِمّا استَعاذَ منهُ عِبادُکَ المُخلِصون.1و2
سنخیّت و نزول برکات عید قربان در عید فطر
اینها همه برای روز عید قربان است! حالا شما ببینید همین حالت را خدا برای روز عید فطر قرار داده است. این یعنی چه؟ دیگر باید بفهمیم مسئله چیست! یعنی آن ضیافتی را که خدا برای حجّاج در عرفات تقدیر کرده و بعد آنها را پاک کرده و از گناهان بیرون آورده است و به فرمایش رسولش: «چنانکه از مادر متولد شدید، حرکت کنید بهسمت مشعر!» همانطور این ماه رمضان، ما را به این وضعیت درآورده است.
این ماه [رمضان]، ماهی است که ما را از همۀ گناهان و همۀ لغزشها و همۀ انانیّتها بیرون آورده است. یک مقداری گرسنگی به ما دادند، آثارش را خودتان ببینید! ببینید در ماه رمضان چطور بودید، قبل از ماه رمضان چطور بودید! گفتند فقط یک مقداری گرسنگی [بکشید]؛ یک مقداری دهان را ببندید، یک مقداری افکار را تصحیح کنید، یک مقداری جلوی شکم را بگیرید و یک مقداری جلوی نفس را بگیرید.
دستور بزرگان بر استمرار مراقبه بعد از اتمام ماه رمضان
و بعد، خدا امروز [روز فطر] را عید قرار داده است؛ یعنی چه؟ یعنی من شما را وارد حرمم کردم. من شما را بر سر این سفره نشاندم. من از مواهبم که بر مشعر و افراد در مشعر افاضه کردم، آنها را برای شما در امروز صبح افاضه میکنم. معنایش این است. همان حالت در همینجا وجود دارد و لذا مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] میفرمودند:
افراد باید خیلی تلاش کنند و حدّاکثر تلاش و مراقبۀ خود را به خرج بدهند تا اینکه حالت ماه رمضان را استمرار بدهند! نگویند: «دیگر تمام شد، حالا هرچه میخواهیم بخوریم! تمام شد، هرکاری میخواهیم بکنیم! تمام شد، دیگر این یک ماه گذشت!»
بزرگان برای تمام شدن ماه رمضان مصیبت میگرفتند که این ماه سی روز بود و گذشت! لذا وقتی که تمام میشد، به شکرانۀ این ضیافت الهی به مقام شکر میپرداختند، صدقه میدادند، صلۀ رحم میکردند و به زیارت قبور بزرگان میرفتند. در جایی که مراقد مطهرۀ ائمه بود، به زیارت آنها بهعنوان ادای شکر میرفتند که خدا ما را موفّق کرد که امسال را روزه بداریم و از نعمتهای الهی بهرهمند بشویم.3
- ترجمه: «خداوندا از تو مسئلت دارم و میخواهم بهترین چیزی را که بندگان صالحت از تو درخواست نمودهاند، و به تو پناه میبرم از آنچه بندگان مُخلِص (و حرکتکنندگان در مسیرِ اخلاص) تو از آن به تو پناه بردهاند.» (محقق)
- زاد المعاد، ص 153؛ إقبال الأعمال، ج 1، ص 289، با قدری اختلاف.
- رجوع شود به روح مجرّد، ص 33.

