
معنای تقوا و مراتب آن
راه وصول و نشانۀ رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا چیست؟
معنای «تقوا»، «ترس» نیست؛ بلکه نگرانی از نرسیدن به مواهب الهی و کمالات انسانی است. آیتالله حسینی طهرانی در این سخنرانی با نگاهی عرفانی و ژرف، این مطلب را بیان میکنند و در ادامه تأکید میکنند که باید به بالاترین مراتب تقوا رسید، و راه وصول به آن و نشانههای رسیدن به آن را نیز بیان میکنند. در ادامه، دعای قنوت نماز عید فطر را شرح میدهند و ارتباط مضامین آن با بالاترین مراتب تقوا تبیین میگردد. سپس سنخیت عید فطر را با عید قربان بیان میکنند و در پایان، دستور بزرگان بر استمرار مراقبه برای بعد از ماه رمضان مطرح میشود. همچنین ایشان در خلال این مطالب، دربارۀ برکات آشنایی با اولیاءالهی مطالبی را مطرح فرمودهاند و به شرح روایت «سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِک» از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرداختهاند.
معنای تقوا و مراتب آن
توضیحات:
معنای «تقوا»، «ترس» نیست؛ بلکه نگرانی از نرسیدن به مواهب الهی و کمالات انسانی است. آیتالله حسینی طهرانی در این سخنرانی با نگاهی عرفانی و ژرف، این مطلب را بیان میکنند و در ادامه تأکید میکنند که باید به بالاترین مراتب تقوا رسید، و راه وصول به آن و نشانههای رسیدن به آن را نیز بیان میکنند. در ادامه، دعای قنوت نماز عید فطر را شرح میدهند و ارتباط مضامین آن با بالاترین مراتب تقوا تبیین میگردد. سپس سنخیت عید فطر را با عید قربان بیان میکنند و در پایان، دستور بزرگان بر استمرار مراقبه برای بعد از ماه رمضان مطرح میشود. همچنین ایشان در خلال این مطالب، دربارۀ برکات آشنایی با اولیاءالهی مطالبی را مطرح فرمودهاند و به شرح روایت «سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِک» از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرداختهاند.
معنای تقوا و مراتب آن
13تا اینکه نوید رحمت از جانب اولیای خدا وزیدن گرفت. نسیم و باد صبا از گفتار و نوشتههای کلمات بزرگان، بر جان و قلب ما فرود آمد. دنیا و اعتباریت دنیا روی خودش را به ما نشان داد. مَجاز و بطلان اعمال و رفتار عامّه برای ما منکشف شد. حقیقت توحید و حقیقت عالم معنا به روی ما بال گشود و آغوش خود را به روی ما باز کرد. مسائلی که تا بهحال با آن مسائل دستبهگریبان بودیم، امروز آن مسائل دیگر برای ما ارزش و بهایی ندارد. آن مطالبی که تا دیروز اهمیت نمیدادیم تازه امروز برای ما پا گرفته و امروز برای ما موقعیت پیدا کرده است.
به همین اساس است که فرمودند: «اگر تا روز قیامت شکر کنید، حق این مکتب را نمیتوانیم ادا کنیم!» واقعاً هم همین است و باید هم همینطور باشد. چرا؟ چون ما را به سمتی میخوانند که عاقبتش مقام قدس است. ما را به سویی دعوت کردهاند که عاقبتش روح و رضوان الهی است. ما را به جایی دعوت کردهاند که اگر در ازای لحظهای دیدار دوست، حکومت دنیا و حکومت آخرت ـ آخرت! ـ را در دست ما بگذارند، دیوانگی و جنون است که کسی قبول کند! به آنجا ما را دعوت کردهاند.
شرح روایت: سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِکَ
امیرالمؤمنین علیه السلام در وصف این هدف و این غایت میفرماید:
سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِکَ و تَرقَیٰ إلیٰ نورِ ضیاءِ قُدرَتِکَ، و أیُّ فَهمٍ یَفهَمُ ما دونَ ذلک إلّا أبصارٌ کَشَفتَ عَنها الأغطیَةَ و هَتَکتَ عَنها الحُجُبَ العَمیّةَ، فَرَقَت أرواحُها إلیٰ أطرافِ أجنِحَةِ الأرواحِ فَناجَوکَ فی أرکانِکَ و وَلَجوا [ألَحّوا] بَینَ أنوارِ بَهائِکَ و نَظَروا مِن مُرتَقَی التُّربَةِ إلیٰ مُستَویٰ کِبریائِکَ فَسَمّاهُم أهلُ المَلَکوتِ زُوّارًا و دَعاهُم أهلُ الجَبَروتِ عُمّارًا.1
خیلی عجیب میفرماید! خیلی عجیب! واقعاً اگر اینها این مسائل را برای ما بیان نمیکردند، ما از کجا پی میبردیم و از کجا میفهمیدیم چنین مطالبی هم هست؟!
- بحار الأنوار، ج 25، ص 30؛ إثبات الوصیّة، ص 129، با قدری اختلاف.
