توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی
13اینجا است که انسان باید به کلام امام صادق علیه السّلام برسد که فرمود: «إعرِف إمامَکَ؛ امامت را بشناس!» امام محدود به منطقه نیست، امام محدود به یک شهر نیست و امام محدود به ظهور و شهود در برابر مردم نیست. امام عبارت است از تجلّیِ ولایت پروردگار در عالم موجودات که آن تجلی، تجلیِ جوهری و تجرّدی است. آن تجلی که دیگر شهود و غیبت ندارد. مگر خدا شهود و غیبت دارد؟! آیا تا بهحال ما راجع به خدا گفتهایم که خدا غائب است و یک زمانی ظهور پیدا میکند؟! چقدر حرف، حرف سخیف و رکیکی است! آیا تا بهحال گفتهایم که ایکاش خدا در میان ما بود؟! آنطور که ذهن را از نقطهنظر استیلاءِ بر تمام عالم وجود، متوجه پروردگار میکنیم، به همین نحو بدون یک سر سوزن کم و زیاد باید متوجه این حقیقت ولایتِ در وجود حضرت بقیّةاللَه بشویم که بر تمام عالم وجود مانند ولایت و شهود پروردگار احاطه دارد. این است مسئله!
وقتی که انسان به این مرتبه رسید، آن وقت «لا یَضُرُّکَ تَقَدَّمَ هذا الأمرُ أمْ تَأخَّرَ!» دیگر برای تو نفع و ضرری ندارد و تفاوتی نمیکند که امام زمان ظهور کند یا تو قبل از ظهور از دنیا بروی و فوت کنی؛ چون تو دیگر به آن حقیقت ولایت اتّصال پیدا کردی و دیگر تمام شد و به آن حقیقت ولایت رسیدی و پردۀ جهل از جلوی دیدگان و چشمان تو کنار رفت.
شرط اساسی برای هدایت
بعد حضرت امام عسکری میفرماید: کسی که اینطور و به این نحو باشد «لا یُریدُ إلّا صیانَةَ دینِه» بخواهد دین خودش را حفظ کند، بخواهد ولیّ ما و ولیّ الهی را تعظیم کند و او را بزرگ بداند، همۀ دنیا را در مقابل او کوچک بشمارد، همۀ نعمتهای الهی را در مقابل او کوچک بشمارد، همۀ یافتههای این دنیای دنی را در مقابل او پایین بشمارد، ریاسات را در مقابل امام زمان زیر پا بگذارد، شهرت را در مقابل او زیر پا بگذارد، همۀ نعمتهای دنیا را در مقابل او زیر پا بگذارد و فقط و فقط آنچه برای او میماند ولیّ ما باشد، نتیجهاش این خواهد شد که «لَم یَترُکهُ فی یَدِ هذا المُتَلَبِّسِ الکافِر؛ دیگر خدا او را در دست این عالمِ کافرِ بیدینِ سادِّ از طریق نمیگذارد.» دیگر خدا نمیگذارد دست این فرد در دست اینها قرار بگیرد، دیگر خدا نمیگذارد که تسلیم اوامر و نواهی اینگونه افراد بشود، دیگر خدا نمیگذارد وسوسۀ این خنّاسان در قلب او کمترین تأثیری بهوجود بیاورد.

