توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی
10﴿يَوۡمَ نَدۡعُواْ كُلَّ أُنَاسِۢ بِإِمَٰمِهِمۡ﴾؛ ما در روز قیامت همۀ شما مردم و شیعیان و اینها را در یک صف قرار نمیدهیم؛ هر کدام از شما دنبال همان امامی است که در اینجا دنبال او بود. در روز قیامت او را میآورند و تمام متابعین این شخص در پشت او صف میکشند. او را میآورند و متابعینش در این دنیا، در پشت او قرار میگیرند. او را میآورند و همۀ آن کسانی را که از او تبعیّت کردند، در آنجا قرار میدهند. صحبت و مطلب این است!
روایتی است بسیار عجیب از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام که این روایت برای ما خیلی جنبۀ بشارت دارد و دل ما را زنده میکند و بارقۀ امید را در قلب ما تجلّی میدهد. روایت بسیار مفصل است. مرحوم طبرسی این روایت را در احتجاج هم ذکر کرده است. حضرت راجع به افرادی که در این دنیا به کسوت اهل ایمان درآمدهاند و مردم را بهسوی دنیا و بهسوی خود دعوت میکنند، مطالب بسیار عجیب و عالی میفرمایند و در این مسائل استشهاد به کلام امام صادق علیه السّلام میکنند که آنهایی که مردم را به خود دعوت میکنند، آن علمای سوئی که اینها میآیند و راه بهسوی خدا را بر مردم میبندند و بارقههای امید را در آنها خاموش میکنند و مسیر تجرّد و توحید و عرفان را بر مردم مسدود میکنند و آنها را بهسمت دنیا و هواهای نفسانی میکشانند و وجود مردم عوام را در این دنیا که برای وصول به فعلیت و مراتب توحید و تجرّد آفریده شده است، مضمحل و باطل میکنند، از اینها تنقید میکنند. علمای بنی اسرائیل را با علمای امّت مقایسه میکنند و ملاک را در هر دوی اینها واحد میدانند و به همان سرنوشتی که علمای سوء بنی اسرائیل در دنیا و آخرت مبتلا شدند و میشوند، امام علیه السّلام این علما را به همان سرنوشت و به همان کیفیّت و به همان مآل خبر میدهند. بعد راوی نسبت به مسئله برای او یأس پیدا میشود: پس بالأخره چه باید کرد؟ دست در دست که باید گذاشت؟ یا ابنرسولاللَه، شما که میفرمایید فرزندم غائب است و خداوند او را از دیدگان مردم مخفی میکند، او در میان مردم حاضر نیست تا اینکه به مسائل آنها پاسخ بدهد و مطالب آنها را روشن کند. حضرت میفرمایند: نه، اینطور نیست؛ مسئلۀ امام مسئلۀ ماورای عقول و توهمات و تخیلات شما است. امام علیه السّلام زنده و میت ندارد، امام علیه السّلام ظاهر و غائب ندارد:

