توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی
11لا جَرَمَ أنَّ مَن عَلِمَ اللَهُ مِن قَلبِهِ مِن هؤلاءِ العَوامِ [القَومِ] أنَّهُ لا یُریدُ إلّا صیانَةَ دینِهِ و تَعظیمَ وَلیِّهِ لَم یَترُکهُ فی یَدِ هذا المُتَلَبِّسِ الکافِر، و لکنَّهُ یُقَیِّضُ لَهُ مُؤمِنا [یَقِفُ بِهِ عَلَی الصَّوابِ] ثُمَّ یوَفِّقُهُ اللَهُ لِلقَبولِ مِنه فَیَجمَعُ اللَهُ لَهُ بِذَلِکَ خَیرَ الدُّنیا و الآخِرَة وَ یَجمَعُ عَلَی مَن أضَلَّهُ لَعنَ [لَعنًا فی] الدُّنیا و عَذابَ الآخِرَة.1
«(اینطور تصور نکن که اگر فرزندم و امام شما مخفی است دیگر باب ورود و مسیر بهسوی خدا و تجرّد و توحید به روی شما بسته است؛ نه، اینطور نیست. تصور نکنید که شما بیصاحب و بیمولا خواهید بود) خدای متعال اگر بداند فردی از همین عوام و از همین مردم و از میان شما که در قلب او و در باطن او و در فکر او و در ذهن او چیزی جز حفظ دین خود قرار ندارد؛» این مسئله، مسئله است و ما به این مطلب باید توجه کنیم که آیا در قلب ما مسئله همینطور است یا نه، کم و زیاد دارد و کمرنگ و پر رنگ است؟ مطلب فرق میکند! خدای متعال هم که چیزی از او مخفی نیست!
«لا جَرَمَ أنَّ مَن عَلِمَ اللَهُ مِن قَلبِهِ مِن هؤلاء العَوامِ،» امام علیه السّلام میفرماید: خدا بداند از همین مردم عوام که در ظلمت و جهالت و تحیر هستند، که در قلب او صدق وجود دارد، صفا و اخلاص وجود دارد، میخواهد دینش را حفظ کند، سرِ خود را نمیخواهد کلاه بگذارد، نمیخواهد خود را گول بزند، نمیخواهد با وسائل و وسائطی برای اعمال خودش توجیه پیدا بکند، مطلبی که به او گفته میشود میشنود و در صدد جواب دادن نیست، در صدد فرار کردن از حق نیست، بهدنبال حق است، بهدنبال باطل نیست، ولکن به آن نرسیده است، خدا کسی را اینطور بداند که «لا یُریدُ إلّا صیانَةَ دینِهِ؛ میخواهد دینش را نگه دارد،» «وَ تَعظیمَ وَلیِّهِ؛ ولیّ الهی را بزرگ بشمارد» [رها نمیکند].
چه تفاوتی در حضور و غیبت امام است؟
- الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٥٨. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٢، ص ٩٤:
«لا جرم چون خداوند دارای لطف و محبّت است و میداند که بعضی از این ضعفای شیعۀ ما راهی برای إدراک واقع ندارند و در دست چنین علمایی گرفتار شدهاند، اگر اینها در درون قلبشان دنبال واقع بگردند و خود را بیچاره ببینند، خداوند یکی از افرادی را که حق باشد، برای هدایت آنها میگمارد تا اینکه آنها را از دست آن علمای فسقه خارج کند و راه حقِّ مُصیب را به آنها نشان بدهد. و این را خدا بر عهده گرفته است که اشخاصی که از درون قلب دنبال واقع میگردند، از این افراد به آنها إرائه نماید و آنها را بر طریق حق دلالت کند.
بنابراین، خداوند آن افراد حقطلب را که قصدشان فقط حفظ دین خود است و اینکه ولیّ خود را بزرگ بشمارند، در دست این متلبّس کافر، این کافری که اهل تلبیس و تدلیس و خدعه است رها نمیکند؛ بلکه او را بیرون میکشد و مؤمنی را برای او میگمارد که او را به راه صواب هدایت کند، بعد هم او را موفّق میکند که قول آن ولیّ حق را قبول کند.
بنابراین، خداوند برای چنین شیعهای خیر دنیا و آخرت را جمع کرده است (اما خیر دنیا، برای اینکه راه را به او نشان داده است تا از دست این دشمن متظاهر و متعدّی و متلبِّسِ کافر، نجات پیدا کند. و اما خیر آخرت، برای اینکه به حقیقت ولایت رسیده؛ و با این مِنهاجِ صحیح بهسوی رضوان و فَوز دار الآخره حرکت کند). و خداوند بر کسی که در صدد گمراهی این شیعه بوده، لعنت در دنیا و عذاب آخرت را جمع کرده است.»
- الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٥٨. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٢، ص ٩٤:

