بازگشت بهسمت خدا و آثار آن
11الآن روایتی به یادم آمد، مناسب است که در اینجا ذکر کنم. روزی رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم مشغول خطبه بودند و از تقوا و دوری از گناه و ایمان به پروردگار و عمل بر طبق آن برای مردم صحبت میکردند. اصحاب خیلی متوحّش شدند که آنچه رسول خدا فرمود در خود نیافتند و کلمات رسول خدا را نتوانستند بر خود تطبیق بدهند. گفتند:
یا رسول خدا، این مطالبی را که شما میگویید، بر ما منطبق نیست؛ ما کار خلاف میکنیم. أ فتخاف علینا النفاق؛ ”آیا ما منافق هستیم؟“ یعنی وقتی به آنچه نیت داریم عمل نمیکنیم آیا ما منافقیم؟ ما آدمی هستیم که شما را دوست داریم، خدا را دوست داریم، راه رسیدن به او را دوست داریم، بهشت را دوست داریم و از گناه بدمان میآید؛ اما خُب در بعضی از موارد دچار زلاّت و لغزش میشویم. آیا این نفاق است که در ما است؟
روایت روایتی است که امید را در ما بسیار زنده میکند و امید را در ما متبلور میکند. حضرت فرموند:
نهخیر، به این نفاق نمیگویند؛ این خطا و لغزشی است که برای هر فرد پیدا میشود. انسان ضعیف است، انسان جایزالخطا است، انسان دچار اشتباه میشود و اگر استغفار و توبه کند، خداوند توبۀ او را مورد تقبّل قرار میدهد و إنابۀ او را میپذیرد.
جملۀ عجیبی در آخر این روایت است، میفرماید:
اگر کسی نباشد که گناه کند و بعد توبه کند، خداوند قومی را میآفریند که اینها گناه کنند و بعد به او رجوع کنند!1
خیلی عجیب است! یعنی در این روایت حضرت رسول میخواهد این را بفرماید: آنچه برای پروردگار مهم است و خدا دوست دارد، توبه و انابه و رجوع به او است. خدا به زلاّت و لغزشهای ما نگاه نمیکند. این یک امر طبیعی است. خدا بر گناههایی که ما میکنیم دست نمیگذارد و روی آنها تمرکز نمیکند؛ بلکه میگوید: اینها بشر و جایزالخطا هستند. اما خدا توجه میکند به رجوع ما، إنابۀ ما، توجه ما، توجه بهسوی او و اینکه یک عبد به او توجه کرده و رو آورده است؛ این را میگیرد و بار میدهد و این را بزرگ میکند و همین را در معرض محاسبه به حساب میآورد. پس ببینیم چقدر توبه و إنابه در اینجا مهم است.
- رجوع شود به تفسیر العیاشی، ج ١، ص ١٠٩؛ الکافی، ج ٢، ص ٤٢٤. با قدری اختلاف در مصادر.

