جایگاه انسان در عالم هستی
17معنای فزع اکبر در قیامت
این همان مقام اطمینان است. اینجا همانجایی است که ﴿لَا يَحۡزُنُهُمُ ٱلۡفَزَعُ ٱلۡأَكۡبَرُ﴾. در روز قیامت که نامۀ عمال را به دست افراد میدهند، همه سراسیمه و پریشان نگاه میکنند، چون انسان به نفسش نگاه میکند! نامۀ عمل در دستش است و نمیداند که در این نامه چه نوشته است، اما آن حالت درونی خود و آن حالتی که با او است، قبل از نگاه کردن به نامه نشان میدهد که در آن نامه چه خبر است و حالت اضطراب او را میگیرد! حالا میخواهد بیاید در پیشگاه عرض پروردگار و تازه نامۀ عمل را باز کند؛ این کار را انجام دادی، آن کار را انجام دادی، این کار را انجام دادی، آن کار را انجام دادی!
ولی فزع از همان اول این افراد را نمیگیرد. خدای متعال در اینجا تعبیر به فزع اکبر آورده است: ﴿لَا يَحۡزُنُهُمُ ٱلۡفَزَعُ ٱلۡأَكۡبَرُ﴾. میدانید چه فزعی است؟ آنچه در این دنیا موجب فزع و جزع ما است، نسبت به آنچه در آن دنیا برای ما است صفر هم بهحساب نمیآید! آنجا جایی است که انسان میداند دیگر کار تمام است! ما هنوز نمیدانیم، هنوز خیال میکنیم در این دنیا هستیم، هنوز خیال میکنیم مسئله واقعیت ندارد، ٦٠ درصد قضیه را قبول داریم، ٥٠ درصد قضیه را قبول داریم، ولی یقین نداریم به اینکه قیامتی هست، یقین نداریم به اینکه پشیمانیای در راه است، یقین نداریم به اینکه فردایی هست، یقین نداریم به اینکه حساب و کتابی هست! شنیدهایم و در تَه دلمان هم قبول داریم، اما یقین به این موضوع نداریم! چه موقع یقین پیدا میکنیم؟ وقتی که جهنم را ببینیم، بهشت را هم ببینیم، مقام حساب و کتاب را هم ببینیم! آنجا است که دیگر فزع اکبر میآید، آنجا است که آن جزع و فزعی که نمیداند حالا در این نامه چیست [میآید!] تمام نیّات در این نامه آمده است، تمام قدمهایی که برداشتیم در این نامه آمده است، تمام افکار ما و تمام حرفهایی که زدیم مو به مو و بدون یک واو کمتر یا بیشتر در این نامه آمده است؛ امروز این حرف را به آن شخص زدی و دلش را رنجاندی! چرا؟ حالا بیا حسابت را پس بده! آن روز این فکر را نسبت به آن برادر مؤمنت کردی! چرا؟ حالا بیا حسابت را پس بده! امروز آن عمل را نسبت به آن برادرت انجام دادی! چرا؟ حالا بیا حسابت را پس بده! اگر هم حسابت را پس ندهی نمیتوانی جلو بروی! باید حساب را پس داد و باید از عهدۀ حساب برآمد! در اینجا است که آن فزع اکبر میآید، یعنی فزعی که دیگر بالاتر از آن فزعی نیست! انسان میبیند کار تمام است و دیگر فرصت از دست رفته است، [لذا میگوید:]

