جایگاه انسان در عالم هستی
15همچنین خدای متعال گروهی را برای باطل آفریده است، وقتی که بابی از باطل به روی آنها گشوده شود، آن باطل را میپذیرند؛ اگرچه نسبت به آن باطل معرفتی نداشتهاند و قبلاً کسی به آنها نگفته است. وقتی زمینهای برای انحراف باشد، میبینیم که گرایش بعضی از افراد نسبت به آن زمینه بیشتر است. [اما] بعضیها هستند که گرایش به حق و قُرب، جِبِلّی و فطری آنها است و راه آنها است.
حالا آیا خدای متعال این مسائل را از أزل برای افراد خلق کرده است یا اینکه همۀ مردم در تلقّی به حق و تلقّی به باطل مُستعدّ هستند؟
وقتی که انسان اعمالی را در مقام اختیار انجام میدهد، کمکم نفس خود را نسبت به هر عملی که انجام میدهد تربیت میکند؛ اگر عمل خلاف انجام بدهد، کمکم آن روح ایمان که روح گرایش به حق است در وجود او از بین میرود! وقتی که انسان گناهی انجام میدهد، اول خیلی احساس شرم میکند، وقتی دروغی میگوید احساس شرم میکند، وقتی خیانتی میکند احساس شرم میکند و نفسش دائماً او را ملامت میکند، ولی این عمل او را برای خیانت بعد و برای خلاف بعد و برای عمل قبیح بعد آمادهتر میکند! وقتی عمل دوم را انجام داد، میبیند که احساس شرم او کمتر است! وقتی عمل سوم [را انجام داد همینطور] تا بهجایی میرسد که دیگر انجام قبائح و امور خلاف برای او آسان و راحت میشود و دیگر نفسش او را ملامت نمیکند! در این هنگام اگر با عمل خلاف و عمل صحیح مواجه بشود، عمل خلاف را میگیرد، اگر با یک مسیر حق و مسیر باطل مواجه بشود، طبعاً به باطل گرایش پیدا میکند!
مقابل این قضیه هم درست است؛ یعنی اگر انسان مراقبه داشته باشد ﴿ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ﴾ کمکم بهواسطۀ عمل خیر، نفس او بهحالتی درمیآید و موقعیتی پیدا میکند که در مواجهۀ با حق ـ ولو اینکه اطلاع نداشته باشد ـ به آن سمت گرایش پیدا میکند! این مسئله شوخی نیست، این مسئله گُتره نیست! نفس انسان با نوری که دارد بدون اینکه تشخیص بدهد [حرکت میکند.]

