مطابقت اعمال با رضای پروردگار عامل هدایت و سعادت
11راه سعادت چیست؟
بنابراین فقط و فقط تنها عملی که میتواند انسان را از مرتبۀ انانیّت و تفرعُن بیرون بیاورد عملی است که انسان بداند آن عمل مورد رضوان الهی است! نماز خواندنِ تنها کفایت نمیکند، إحیا گرفتن و شب تا به صبح قرآن بر سر گذاشتن فایدهای ندارد، روزه گرفتن فایدهای ندارد، حج انجام دادن فایدهای ندارد، مگر اینکه تمام این أعمال یکبهیک با خصوصیّت و با کیفیّت خاصّ خودش مورد نظر ولایت باشد، آنوقت این عمل میتواند اهمّیت پیدا کند و مُخرج باشد و نفس را خارج کند. این عمل، عملی است که مورد رضوان الهی است!
اما اگر انسان بخواهد سر خود کار انجام بدهد، مثلاً وقتی به او میگویند: «به این طریق برو!» میگوید: «من همین را از راه دیگری میروم!» میگویند: «این کار را اینقدر انجام بده!» میگوید: «من این کار را انجام نمیدهم و بهجایش کار دیگری انجام میدهم!» میگویند: «ایننحوه حرکت کن!» میگوید: «من این قِسم حرکت نمیکنم و براساس تفکر خودم به این قسم حرکت میکنم!» اینها اصلاً هیچ فایده و ارزشی ندارد و انسان مصداق آیۀ ﴿هَلۡ نُنَبِّئُكُم بِٱلۡأَخۡسَرِينَ أَعۡمٰلًا﴾1 خواهد شد.
اهمیت مراقبه بعد از ماه رمضان
علیٰکلّحال، ماه رمضان گذشت. ماهی که مورد ضیافت الهی بودیم. در این یک ماه بحمداللَه هر کدام از دوستان و رفقا ـ البته من قطعاً میدانم که موقعیت شما از من بهتر بود، من به احوال و خصوصیات خودم بیشتر اطلاع دارم ـ آنطوریکه مورد رضوان الهی و نظر پروردگار است روزه را انجام دادهاند، بحمداللَه غیبت و مجالس لهو و لعب و صحبت کردن و سخنچینی و امثالذلک و مسائل را به حرفهای دنیا گذراندن در این ماه نبوده است و بحمداللَه این ماه را آنطوریکه خواست پروردگار است سپری کردهایم. لذا بهجا است که این مسئله را ادامه دهیم، همین کیفیّتی که در ماه رمضان پیدا شد، همین نورانیّت و بهجتی که در خود احساس میکنیم، همین احساس بهائی که در خود داریم، همین احساس رَوحی که داریم و بین این ماه و سایر ماهها تفاوت میبینیم، همین را ادامه بدهیم و به همین کیفیّت باشیم، اگر نتیجهاش را دیدیم فبِها؛ و اگر نتیجهاش را ندیدیم برگردیم و کار دیگری انجام بدهیم. علیٰکلّحال، مسئله خیلی روشن است.
- سوره کهف (١٨) آیه ١٠٣.

