مطابقت اعمال با رضای پروردگار عامل هدایت و سعادت
10و أن تُخرجَنی مِن کلّ سوءٍ؛1 «از هر سوء و بدی که محمد و آلمحمد را خارج کردی مرا نیز خارج کن!»
این خروج بیعلت و بیسبب نمیشود، این خروج باید مستند به ولایت باشد، این دخول در عالم انوار باید مستند به ولایت باشد!
سرگذشت زبیر در جنگ جمل
پیغمبر اکرم فرمودند: «قاتل زبیر در آتش است!»2 امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل به زبیر میفرمایند: «ای زبیر، من با تو کاری دارم!» زبیر به خدمت حضرت میآید. حضرت با او مُحاجّه میکنند، میفرمایند:
یادت میآید یک روز در مدینه ما هر دو با هم حرکت میکردیم، رسول خدا از مقابل آمد و وقتی که به ما رسید لبخندی زد و آنگاه فرمود: «شما الآن با هم هستید ولی ای زبیر، روزی خواهد آمد که تو بر روی این مرد شمشیر میکشی درحالتیکه حق با او است و تو بر باطلی!» آیا این مسئله یادت میآید؟
زبیر تأملی کرد و آه از نهادش برآمد و گفت: «یا علی، من این مسئله را بهکلّی فراموش کرده بودم (واقعاً راست میگفت، فراموش کرده بود!) اکنون دیگر از مبارزۀ با تو دست برمیدارم!»
به کناری آمد و از جنگ جمل کناره گرفت، البته داخل در لشگر امیرالمؤمنین نشد، اما مبارزۀ با امیرالمؤمنین را هم کنار گذاشت. لذا بهکناری رفت تا استراحت کند که یکی از اصحاب امیرالمؤمنین فرصت را غنیمت شمرد و او را در حال خواب از بین برد! وقتی که امیرالمؤمنین علیه السلام متوجه شدند بینهایت ناراحت شدند و فرمودند:
تو به چه اجازهای زبیر را به قتل رساندی؟! مگر من به تو دستور دادم که این کار را بکنی؟!
آن شخص گفت: «اگر نکشیم میگویند: ”چرا نکشتی؟!“ اگر بکشیم میگویند: ”چرا کشتی؟!“»3 شمشیر را برداشت و خودش را کشت! قاتل زبیر در آتش رفت.
در اینجا صِرف قتل زبیر مطرح نیست، بلکه قتل زبیر بهدستور امیرالمؤمنین مطرح است! زبیر و امثال زبیر که در اینجا فایدهای ندارند، آنها که افرادی نیستند. [بلکه] در آنجایی که جنگ است ما میگوییم باید صلح کرد!
- إقبال الأعمال، ج ١، ص ٢٨٩.
- تاریخ مدینة دمشق، ج ١٨، ص ٤٢١.
- رجوع شود به الأخبار الطّوال، ص ١٤٧ ـ ١٤٩.

