بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
20قَولُ عَلیٍّ لِحارثٍ عَجَبٌ *** کَم ثَمَّ أُعجوبَةٍ لَهُ حَمَلا یا حارِ هَمْدانَ مَن یَّمُتْ یَرَنی *** مِن مُؤمنٍ أوْ مُنافقٍ قُبُلا «ای حار همدانی، هر کسی که بمیرد مرا ملاقات میکند؛ چه مؤمن باشد و چه منافق باشد، چه شیعه باشد یا کافر باشد.»
یَعرِفُنی طَرفُهُ و أعرِفُه *** بِعَینِهِ وَ اسْمِهِ و ما عَملا «تمام خصوصیات او در جلوی من ظاهر و آشکار است. تمام لحظاتِ او در دیدگان من نقش بسته و به تمام خصوصیات او اطلاع دارم، به اسمش، به خصوصیاتش، به صفاتش، به اعمالش و به تمام افعالی که در دنیا انجام داده است من عرفان و اطلاع دارم.»
و أنتَ عندَ الصِراط تَعرِفُنی *** فَلا تَخَفْ عَثرَةً و لا زَلَلا «ای حارث، تو در موقع صراط من را میشناسی (همۀ افراد امیرالمؤمنین را در موقع صراط میشناسند؛ چه کافر و چه غیر کافر، چه منافق و چه غیر منافق)، از لغزش نترس من همراه تو هستم.»
آن صراطی که امیرالمؤمنین علیه السلام همراه انسان باشد دیگر صراط نیست و دیگر آن ترس ندارد. امیرالمؤمنین خودش خالق صراط است، امیرالمؤمنین علیه السلام خودش جنّت و نار است، امیرالمؤمنین علیه السلام خودش قسیم جنّت و نار است؛ پس چطور ممکن است شخصی که امیرالمؤمنین همراهش باشد، ترس داشته باشد؟!
أقولُ لِلنّارِ حینَ تُوقَفُ *** لِلْعَرضِ دَعیهِ لا تَقرَبِی الرَّجُلا «در وقتی که تو در پیشگاه عرض الهی قرار میگیری، من خطاب به آتش میکنم: او را رها کن، این از شیعیان ما است، نزدیک او نشو!»
دَعیهِ لا تَقرَبیهِ إنّ لَهُ *** حَبلًا بِحَبلِ الوَصیِّ متّصلا1 «او را رها کن! چون ریسمان او به ریسمان وصیّ متصل است.» مسئله این است.
در عید فطر از خدا چه درخواستی داشته باشیم؟
ماه صیام و ماه رمضان و ماه عبادت گذشته است و روزه گرفتهایم؛ گرچه آنچه را که باید نمیتوانیم به پیشگاه خدا عرضه بداریم و غیر از عجز از عرض عبادت و فقر و نیستی و احتیاج چیزی در دست نداریم که عرضه بداریم، ولی درعینحال به پروردگار و به لطف او امیدواریم. از خدای متعال میخواهیم که عیدی ما را در امروز اتصال به حبل وصایت قرار بدهد.
- همان، ص ٧.

