اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان

تفسیر آیه قل هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ...

16108
عید فطر
نسخه عربی

بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان

12
  • شخصی از شیعیان و اصحاب ما به نام اویس در یمن است که در روز قیامت به‌اندازۀ گوسفندان رمه‌های قبیلۀ ربیعه و مُضَرْ شفاعت می‌کند.1

  •  یعنی از شدت کثرت، این را ضرب‌المثل قرار می‌دادند؛ این‌قدر در روز قیامت شفاعت می‌کند و قدرت روحی و سعۀ وجودی او در روز قیامت به‌نحوی است که به‌اندازۀ گوسفندان قبیلۀ ربیعه و مضَر شفاعت می‌کند. حالات او این‌طور و این‌طور است و بارها پیغمبر اکرم خصوصیات او را برای افراد، مِن‌جمله عمر بن خطّاب، هم توضیح می‌دادند.2 می‌گویند بعد از وفات رسول خدا و در زمان عمر این شخص به مدینه می‌آید. مردم به دور او اجتماع کردند و از او سؤال می‌کنند. در این موقع عمر وارد می‌شود و می‌بیند جمعیت است. می‌گوید: «چه شده است؟» می‌گویند: «همان صحابی بزرگ، اویس قرن که از پیغمبر این تعریفات را راجع به او شنیده‌ایم، الآن به مدینه آمده است.» می‌آید نگاه می‌کند می‌بیند عبایی دارد که مندرس است و لباس او این‌طور است. چیزی ندارد، همیانی دارد که قدری نان در او قرار داده است و با خودش به مدینه آورده است. وقتی این منظره را می‌بیند می‌گوید: «کیست که خلافت را از من به دو قرص نان معاوضه کند؟» اویس رو می‌کند به او می‌گوید:

  • اگر خلافت حقّ تو نیست که غلط می‌کنی این خلافت را الآن تصدّی کنی و بگذار که اهلش بیاید این خلافت را بردارد؛ خلافت که برای تو نیست. بگذار خود اهلش می‌آید این خلافت را برمی‌دارد. اگر خلافت برای تو است، کس دیگری حق ندارد این خلافت را از تو بگیرد!

  • به اویس می‌گوید: «مرا دعا کن.» اویس می‌گوید:

  • من همیشه مؤمنین و مؤمنات را دعا می‌کنم؛ اگر در زمرۀ آنها باشی، مشمول دعای من خواهی شد، اگر هم نباشی، نخواهی شد.3

  • این شخص، شخصی است که خدا دلش را روشن کرده است و به او بصیرت داده است و به او آزادی در فکر، آزادی در روح، آزادی در نفس و سعۀ وجودی داده است و این مسائل برای او اهمّیتی ندارد.

    1. الفضائل، ابن‌شاذان، ص ١٠٧.
    2. رجوع شود به سفینة البحار، ج ١، ص ١٩٩.
    3. حلیة الأولیاء، ج ٢، ص ٨٢؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ٩، ص ٤٢٤. با قدری اختلاف در مصادر.