پیامبر و اهلبیت او، شایستهترین اُسوه و مقتدا در مسیر لقای الهی
15در همین ادعیهای که برای قنوت نماز عید بود میخواندیم: «أسئلُک بحقّ هذا الیومِ الّذی جَعلتَه للمُسلمینَ عیدًا و لمحمّدٍ صلّی اللَه علیه و آله ذُخرًا و شَرفًا [و کرامةً] و مَزیدًا؛ [از تو میخواهم به حقّ این روزی که] برای مسلمین عید قرار دادی [و برای پیامبرت] ذُخر و مایۀ ذخیره و موجب شرافت و مزید برکات و نعمات قرار دادی!»
این را بدانیم که اگر خداوند به هر کدام از ما عنایتی داشته باشد، آن عنایت اول از ناحیۀ رسول خدا میآید و بهاندازۀ یک سر سوزنی نه خودمان قابلیت آن عنایت را داریم و نه از ناحیۀ غیر رسول خدا میآید، لذا توصیۀ مرحوم آقا به شاگردانشان این بود که هر وقت میخواهید هر عملی را انجام بدهید ثوابش را برای رسول خدا اهدا کنید؛ قرآن میخوانید برای رسول خدا، نماز میخوانید برای رسول خدا، طواف انجام میدهید برای رسول خدا! شما برای رسول خدا انجام بدهید، به ائمه هم میرسد، به اموات میرسد، به احیا میرسد، به اولیا میرسد، ولی شما فقط و فقط او را مدّ نظر قرار بدهید، چون اصل و حقیقت او است!
«أن تُصلّیَ علیٰمحمّدٍ و آلمحمّدٍ و أن تُدخلَنی فی کلّ خیرٍ أدخلتَ فیه محمّدًا و آلمحمّدٍ؛ [که اولاً بر پیامبر و اهلبیتش درود بفرستی و بعد] در هر خیری که پیغمبر و آلش را داخل کردی ما را هم در آنجا داخل کنی!»
میدانید این چه دعایی است؟! نمیگوید: «در بعضی از آنها داخل کن!» بلکه میگوید: «فی کلّ خیرٍ» این کم ادعایی نیست! و خدا میگوید: «من میدهم، از من برمیآید!» اما پیغمبر و آلش در چه خیری داخل شدند؟ یکی از آن خیرها مراتب صفات است، یکی از آن خیرها رسیدن به ادراک مراتب اسماء است، و بالاترین خیر مرتبۀ بقایی است که بعد از ادراک ذات و فنای در ذات پیدا میشود! خدا میگوید: «ای بندۀ من، اگر جلو بیایی و اگر فقط لقاء مرا در نظر داشته باشی، من در این خیری که پیغمبرم را داخل کردم تو را هم داخل میکنم!» خودش دارد میگوید.

