پیامبر و اهلبیت او، شایستهترین اُسوه و مقتدا در مسیر لقای الهی
12یادم میآید در یکهمچنین روزی، روز عید فطر، مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ در مسجد قائم خطبه میخواندند. ایشان مسائل خیلی عجیبی را مطرح کردند و مطلب در حول و حوش این قضیه دور میزد که یک فرد شیعه و فردی که نمیخواهد زندگیاش به بطالت بگذرد، چطور باید بهدنبال رسول خدا باشد و چطور باید از آن حضرت تبعیّت کند. بعد ایشان این جمله را گفتند: «اگر روز قیامت سیدالشهدا علیه السّلام بیاید و در یک دست علی اکبرش را گرفته باشد و در یک دست علی اصغرش را و بگوید که ”من برای احیای دین جدّم این کارها را کردم، شما چهکار کردید؟“ چه جوابی داریم بدهیم؟!» واقعاً چه جوابی داریم؟! من بهترین خلق خدا را برای چه کسی روی زمین تکهتکه کردم؟ برای شما، برای هدایت شما مسلمانها، برای اینکه این دین را به شما برسانم، برای اینکه آن سیره و دیْدَن پیغمبر و جدّم را به شما تحویل بدهم! شما چهکار کردید؟ شما نمیخواهد این کارها را بکنید و نخواهید کرد، ولی حدّاقل آیا از کمترین منافعتان در راه حق گذشتید؟! آیا مسائل شخصیتی خودتان را کنار گذاشتید؟! آیا برای خدا پا روی بعضی از اهواء گذاشتید؟! نمیخواهد آن کارها را بکنید و نخواهید کرد! چه کسی میتواند؟! قضیه این است.
راه تبعیّت از پیامبر
امیرالمؤمنین علیه السّلام در خطبۀ دیگری میفرماید:
«و اللَه ما أسمَعَهم الرّسولُ [شیئًا] إلاّ و ها أنا ذا الیومَ مُسمِعُکُموه؛1 قسم به خدا هیچ مسئلهای نیست که پیغمبر در آن روز به افراد گفته باشد إلاّ اینکه من الآن دارم برای شما بیان میگویم!»
بین شما و آن افرادی که در زمان پیغمبر بودهاند خیلی اختلاف نیست، همین دیروز بوده است. از زیر بار مسئولیّت فرار نکنید، اینها غلط است. آن بینش و آن گوش و آن استماعی که در زمان رسول خدا بود الآن هم وجود دارد و مطالب پیغمبر هست. ما چطور میتوانیم بهدنبال پیغمبر باشیم؟ باید پیغمبر را در وجود خودمان هضم کنیم و بیاوریم؛ و به عبارت دیگر، ما باید خودمان را در وجود پیغمبر هضم کنیم، رسول خدا را در زندگی خود بیاوریم، پیغمبر را بیاوریم و یکی از این اطاقهای این منزل را به پیغمبر اختصاص بدهیم، اینطور نباشد که درِ منزل را به روی رسول خدا ببندیم. من نمیگویم رسول خدا را در همهجا و در هر موقعیتی [قرار بدهیم، بلکه فقط] یک اطاق منزل را به رسول خدا اختصاص بدهیم، احساس کنیم رسول خدا در این منزل است، امام زمان علیه السّلام در این منزل است تا این احساس در ما پیدا بشود! مگر او نمیبیند و مگر او اطّلاع ندارد و مگر او إشراف ندارد؟! پیغمبر اکرم چهطور بود؟ پیغمبر اکرم اینطور بود! وقتی که به رسالت رسید فقط سه نفر بهدنبال او بودند: امیرالمؤمنین علیه السّلام، حضرت خدیجه و زید؛2 و وقتی هم که از دنیا رفت فقط چند نفر بهدنبال او بودند: امیرالمؤمنین علیه السّلام، سلمان، ابوذر و مقداد!3 بقیّه کجا رفتند؟! مگر همین دیروز رسول خدا بالای منبر وصیت نکرد و نفرمود: «إنّی تارکٌ فیکُم الثّقلینِ: کتابَ اللَه و عترَتی!»4 پس چرا گفتند: «إنّ المَرءَ لَیهجُر؛5 این مرد دارد هذیان میگوید!» وصیت پیغمبر چه شد؟!
- نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٥٧.
- رجوع شود به السیرة النبویة، ج ١، ص ٢٤٠ ـ ٢٤٨.
- رجوع شود به الاختصاص، ص ٦.
- کفایة الأثر، ص ١٣٧. ترجمه: امام شناسی، ج ١، ص ٣١:
«من در میان شما دو چیز بزرگ و سنگین از خود به یادگار میگذارم یکی کتاب خدا و دیگری عترت من.» - رجوع شود به الطرائف، ج ٢، ص ٤٣٢.

