بهترین عمل نزد خدا، و بیان حقیقت فقر انسان
14جهاد اصغر و جهاد اکبر
جهاد یعنی انسان یک کاری کند موانع را برطرف کند؛ و لذا پیغمبر فرمود: «ما از جهاد اصغر خارج شدیم ولی جهاد اکبر بر ما ماند!» عرض کردند: «ای رسول خدا! دیگر از این جهادی که ما کردیم مهمّتر چه بود؟ سرها از بدن جدا شد، دستها افتاد!» حضرت فرمود: «جهاد با نفس!»1 آن خیلی مشکلتر است! چون انسان در این مجاهدۀ ظاهری در میدان میرود یا کشته میشود یا میکشد، تمام است دیگر؛ یک کشتن که بیشتر نیست! امّا مجاهده با نفس، هر لحظهاش یک مرگ است! تیشه را میدهند میگویند: از این راه برو! با این تیشه آن سنگی که صد خروار است و در مقابل خودت است، باید خُردش کنی تا راه باز بشود؛ مگر با تیشه میشود این سنگ را خُرد کرد؟! بله، اگر انسان بداند این قوّهای که در دست اوست و میزند برای او نیست، برای خداست، تیشه را میزند به این سنگ، سنگ تکّهتکّه میشود؛ میرود سنگی دیگر، سنگی دیگر، سنگی دیگر؛ این شیرهای درنده به یک بسم اللَه الرّحمن الرّحیم همه میمیرند و از بین میروند؛ این اژدهاها؛ همینطور؛ یکمرتبه میبینی آقا رفت! آقاجان رسید! درحالتیکه در اوّل تخیّل نمیکرد؛ آخر انسان چگونه میتواند در مقابل شیر پنجه نرم کند؟! شیر و اژدها و چاه و سرما و گرما تمام همینطور است.
تنها راه نجات انسان اعتراف به الوهیّت پروردگار و بیچارگی خود
اگر انسان به حول و قوّۀ خودش متّکی باشد، همین انسان بدبخت است و یک قدم هم نمیتواند جلو برود؛ اگر اعتراف کرد گفت: خدایا:
﴿قُلِ ٱللَهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ * تُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَتُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَتُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ وَتَرۡزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾.2
این اعتراف را کرد، همۀ این موانع برداشته میشود؛ میبینید در مقابلتان چاه هست، درنده هست، اژدها هست، تمام آفات هست، ولی به حول و قوّۀ خدا که جلو میروید همۀ اینها میسوزد و آب میشود؛ به ارادۀ خدا! چون خدا قادر است. مگر ما [وقتی] در رحم مادر بودیم، خودمان را درست کردیم؟! خودمان چشم برای خودمان درست کردیم؟! گوش چطور؟! خودمان قلبمان را به حرکت انداختیم؟! آقا الآن این پوست دست انسان بریده میشود، انسان نمیتواند درستش کند، همان وقت پوست را رویش بگذارد و دست بکشد مثل اوّل [بشود]! تصادف میشود استخوان مردم میشکند، میبرندشان مریضخانه و جرّاحی میکنند و... ؛ اگر قرار بود انسان خودش درست میکرد، همانوقت برمیداشت درست میکرد دیگر! مردم زیر ماشین میرفتند سرشان جدا میشد خود همان شخصی که کشته شده بلند میشد سر خودش را روی خودش میچسباند و... ؛ اینطور نیست!
- الکافی، ج ٥، ص ١٢:
«عن السکونیّ عن أبیعبدالله علیه السّلام: أنّ النّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم بعَثَ بسَریّةٍ فلمّا رَجَعوا قال: ”مَرحَبًا بقَومٍ قَضَوا الجِهادَ الأصغَرَ و بَقِیَ الجِهادُ الأکبَرُ.“ قیل: ”یا رسولَالله و ما الجِهادُ الأکبرُ؟“ قال: ”جهادُ النفسِ!“» - سوره آل عمران (٣) آیات ٢٦ و ٢٧. ترجمه:
«بگو (ای پیغمبر): بار پروردگارا! تو هستی که فقط صاحب قدرت و پادشاهی و فرمان و امر هستی، و صاحب اختیاری، و تسلط بر نفوس و سیطره بر جمیع عالم از آن توست! پادشاهی و قدرت را تو به هرکه خواهی میدهی و از هر که بخواهی این پادشاهی و قدرت را میگیری! و هر کس را که بخواهی عزت میبخشی و هر کس را که بخواهی ذلیل مینمایی! خیر و برکت و رحمت هرچه هست و هرجا که هست، اختصاص به تو دارد؛ و حقّاً و حقیقتاً تو بر هر چیز قدرت داری * شب را در روز فروبری و روز را در شب! و زنده را از مرده برون میآوری و مرده را از زنده! و هرکه را خواهی بیحساب روزی میدهی!» (محقّق)
- الکافی، ج ٥، ص ١٢:

