سرّ خلقت انسان و لزوم تلاش برای رسیدن به آن
8ما نسبت به این قضیه غافلیم و فقط به خودِ مطلب نگاه میکنیم و پشت و باطن قضیه و حقیقت امر را نمیبینیم؛ لذا فریفته میشویم و اعمالمان بهدنبال این فریفتگی تغییر پیدا میکند و تحول در کردار و گفتار و افعال و سریرۀ ما بهوجود میآید. اینها برای این است که ما داخل پرده را نمیبینم و باطن امر برای ما مشهود نیست و پوچی و اعتباری بودن دنیا برای ما مشهود نیست. اینهمه آثار میبینیم، عبرت نمیگیریم؛ اینهمه قضایا و مسائل برای ما پیدا میشود، عبرت نمیگیریم. سر خودمان را در این دنیا با یک مسائل بیهوده گرم میکنیم و آنگاه بانگ برآمد و خواجه رفت! دیگر آنجا جای ترمیم و اصلاح نیست! اینها اینگونه افرادی هستند.
بعضی از افراد هستند در این دنیا میآیند، هم نظر به این جهت دارند و هم نظر به آن جهت دارند؛ هم یک مقداری به دنیا میرسند و هم یک مقداری به جنبۀ باطن رجوع میکنند؛ یک مقداری به مسائل دنیا میپردازند و افکار خود را در این دنیا به جولان وا میدارند و از آنطرف هم گاهگاهی یاد خدا میکنند، گاهگاهی به فکر خیرات میافتند و گاهگاهی به فکر عمل صالح میافتند. اینها گرچه در آن مرتبه نیستند، اما باز به حقیقت یک قدری نزدیکترند. باز اینها هم دچار خسران هستند. اینها از آن سرمایۀ وجودی که قابلیت دارد به منتهای فعلیت برسد، استفاده نکردهاند. و همینطور مراتبی دارد.
یک عده هم هستند مانند امیرالمؤمنین و ائمۀ معصومین و اولیا و بزرگان که اینها در این دنیا میآیند، اما هیچ گردی از این غبار دنیا بر عبا و قبای آنها نمینشیند. آنها همانطور که آمدند، همینطور دنیا را پشت سر میگذارند. درست مانند مسافری که حرکت میکند و مقصد او شهری است و از میان شهرها برای رسیدن به مقصد عبور میکند و اصلاً توجه و عنایتی به این امکنه ندارد و از این راه فقط بهعنوان مسیر استفاده میکند؛ چون مقصد جای دیگر است. اینها آنهایی هستند که فقط و فقط وجهۀ آنها وجهۀ ملکوتی است، و فقط و فقط وجهۀ آنها وجهۀ ربّی است. سُعدا اینها هستند؛ و اینها هستند آنهایی که در این دنیا، از این دنیا برای رسیدن به کمالشان استفاده کردهاند بدون اینکه آلوده بشوند و در این دام گرفتار بشوند.

