سرّ خلقت انسان و لزوم تلاش برای رسیدن به آن
12ببینید سطح فکر و میزان علم و معرفت چقدر است؟! هفتاد سال درس میخوانیم، هفتاد سال خیال میکنیم برای پیغمبر و شرع داریم کار انجام میدهیم و خیال میکنیم داریم زحمت میکشیم، اما از معرفت تهی هستیم و معرفت نداریم.
ایشان به من بارها میفرمودند:
«خیال نکن من الآن در این مسجد که هستم و این کارهایی که انجام میدهم، دلم اینجا است!»
شما میدانید ایشان چه زحماتی را برای مسجد قائم کشیدند! ایشان در تمام جزئیات کار مسجد دخالت میکردند؛ بهنحوی که اگر شخصی نگاه میکرد، میگفت حتماً این مسجد جزء ملک شخصی ایشان است، حتی وقف هم نیست. [میفرمودند]: فرش مسجد باید اینطور باشد، در و دیوار مسجد باید اینطور باشد، نظافت مسجد باید اینطور باشد، افراد اینطور دعوت بشوند، این شخص دعوت بشود، آن شخص دعوت نشود، این مطالب باید گفته بشود، احترام اینطور حفظ بشود، تبلیغات برای آمدن مردم به مسجد [اینگونه باشد]، افرادی که دعوت میشدند باید همه انتخاب بشوند.
جدّاً عرض میکنم، ایشان آنطور به این مسجد عنایت داشتند که گمان نمیکنم هیچکس اینطور عنایت داشته باشد. در آمدن به مسجد چطور بودند؟ ایشان گاهی از اوقات میشد که برای آمدن به مسجد وسیله پیدا نمیکردند، تاکسی نبود و پیاده به مسجد میآمدند. خودم بهیاد دارم، منزل ما در آنموقع شهباز و خیابان آهنگ بود و تا خیابان سعدی حدّاقل یک فرسخ راه است. ایشان برای آمدن به مسجد یک فرسخ راه میآمدند و یک فرسخ برمیگشتند؛ عصر هم همینطور. دقیقاً بهیاد دارم در موقع زمستان یک وقتی ایشان پول برای آمدن به مسجد نداشتند ظهر، روی یخ و سرمای سابق زمستان پیاده به مسجد میآمدند و برمیگشتند، شب هم پیاده میآمدند و برمیگشتند و تا به صبح از شدّت پا درد که ایشان رماتیسم داشتند، خوابشان نمیبرد! واقعاً شما شخصی سراغ دارید اینطور برای دین زحمت بکشد؟! بعضی افراد، مسجد کنار منزلشان است بلند نمیشوند به آنجا بروند و یکی دیگر را میفرستند! جدّاً آیا ما سراغ داریم شخصی برای مردم و اهتمام در امر و برای تحصیل رضای خدا اینقدر بخواهد تلاش بکند و زحمت بکشد؟!

