سرّ خلقت انسان و لزوم تلاش برای رسیدن به آن
10«من هیچ مسئله و هیچ یقینی را که اشبه به شک باشد از موت ندیدم.»1 «در عیناینکه مردم اینقدر نسبت به موت یقین دارند، اما معاملۀ شک با او میکنند؛ کأنّه چنین مسئلهای تحقق پیدا نخواهد کرد!»2
راه رسیدن به حقیقت چیست؟
﴿ثُمَّ نُنَجِّي ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّ نَذَرُ ٱلظَّـٰلِمِينَ فِيهَا جِثِيّٗا﴾؛3 افرادی هم در این دنیا آمدند، در این دنیا بودند، در این دنیا مال داشتند، در این دنیا نکاح و ازدواج کردند، در این دنیا به تجارت پرداختند و معامله کردند و در این دنیا به علوم رسمیّه و غیر رسمیّه پرداختند، ولی دل به این دنیا ندادند؛ مهم این است! خدا را مالک همۀ امور دانستند، نه خود را؛ این مسائل را اعتباری دانستند، نه حقیقی؛ خود را عبد و در کف قدرت پروردگار و عبد برای مولا دیدند، نه خود را مولا و حُرّ. به فرمایش موسی بن جعفر که خطاب به بشر حافی فرمود: «آیا او خود را عبد میداند یا حرّ؟» آن شخص جواب داد: «حرّ میداند.» فرمود: «اگر خود را عبد میدید این کار را نمیکرد!»4 عبد نمیتواند در حیطۀ تصرّف مولا تصرّف کند، خلاف آنچه مولا میگوید عمل کند و خلاف رضای خدا عملی را انجام بدهد؛ چون هیچ اختیاری از خود ندارد. ما خود را حرّ و مولا میبینیم، خود را عبد نمیبینیم و بندۀ پروردگار احساس نمیکنیم؛ اگر احساس میکردیم. رفتار و کردار و افعالمان فرق میکرد.
روایت عنوان بصری روایتی بسیار عجیب است که امام صادق علیه السلام به عنوان بصری میفرماید. مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ به ارادتمندانشان همیشه این مطلب را تذکر میدادند و میفرمودند: «خود من هم به این مسئله عمل میکردم.» ایشان میفرمودند:
«وقتی در نجف اشرف بودم، هفتهای دوبار حدّاقل این روایت را نگاه میکردم.»5
﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾؛6 انسان باید دائماً متذکّر باشد.
در این روایت تمام همّ و غمّ امام صادق برای عنوان بصری این است که خود را عبد و بندۀ خدا بدان. اگر مالی بهدست میآوری بدان این مال، مال خدا است و تو فقط واسطه و وکیل هستی؛ تو موکّل نیستی. اگر ازدواج میکنی بدان که تو در تحت قیّومیت و ملکیّت پروردگار هستی و نمیتوانی سر خود با زن و بچۀ خود هر کاری میخواهی بکنی و نمیتوانی سر خود هر امر و دستوری را که میخواهی به آنها بدهی! در تحت ولایت پروردگار حق داری که امر و نهی و تربیت کنی؛ نه بیشتر و نه کمتر. امانت الهی در دست تو است و تو بهمقدار امر و حکم شرع و رضای پروردگار باید در مقام تربیت آنها برآیی؛ اگر زیادهروی کردی، در حقّ مولای خود تصرّف کردهای و اگر در تربیت کوتاهی کردی، باز در حقّ مولای خود تصرّف کردهای و خلاف امر و نهی او را انجام دادهای. وقتی با مردم معامله میکنی باید بدانی هم خودت عبدی و هم تمام افرادی که با آنها معامله میکنی عبد هستند. مبادا در معامله غِشّ روا داری و مبادا در معامله و تجارت خلاف بگویی؛ خلاف و غشّ در معامله، غشّ کردن و کلاه بر سر خدا گذاشتن است. تو داری با بندۀ خدا معامله میکنی، با بندهای که او هم اختیاری از خود ندارد و او هم در تحت تکفّل خدا است؛ بر سر چه کسی را میخواهی کلاه بگذاری؟! چه شخصی را میخواهی گول بزنی؟! بندۀ خدا را میخواهی گول بزنی؟! اشتباه میکنی! خدا را داری گول میزنی و خدا هم که گول نمیخورد؛7 ﴿وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ ٱللَهُ وَٱللَهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ﴾.8
- تحف العقول، ص ٣٦٤:
«وَ قال [الصّادق] علیه السلام: ”وَ لَمْ یَخْلُقِ اللَهُ یَقِینًا لا شَکَّ فِیهِ أَشْبَهَ بِشَکٍّ لا یَقِینَ فِیهِ مِنَ الْمَوْتِ.“» - فلاح السّائل، ص ٢١٤، با قدری اختلاف.
- سوره مریم (١٩) آیه ٧٢.
- رجوع شود به منهاج الکرامة، ص ٥٩.
- رجوع شود به آیین رستگاری، ص ١٦٨.
- سوره ذاریات (٥١) آیه ٥٥. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٤٨:
«و تو (ای پیامبر) تذکر بده! زیرا تذکر دادن و یاد خدا نمودن برای مؤمنین بهره دارد.» - جهت اطّلاع کامل بر مضمون روایت معروف به حدیث عنوان بصری رجوع شود به بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٢٤ ـ ٢٢٦؛ روح مجرّد، ص ١٧٦ ـ ١٨٥.
- سوره آلعمران (٣) آیه ٥٤. معاد شناسی، ج ٥، ص ٣٠٨:
«(در مقابل معجزات عیسی) مردم مَکر نمودند و خداوند مکر نمود، و خداوند بهترین مکرکنندگان است.»
- تحف العقول، ص ٣٦٤:

