توحید و ولایت، حقیقت مستودعه در وجود انسان
9من سال گذشته در یکهمچنین روزی نسبت به بعضی از افراد اخطار دادم و گفتم که دست از این مطالب بردارند و از خودشان اظهار نظر نکنند و بگذارند مطالب به روش عادی پیش برود، ولی قبول نکردند و دیدید آنچه شد!
امروز هم در یکهمچنین روزی نسبت به کلّ رفقا اخطار میدهم که از آنچه بر عهدۀ آنها نیست صحبت نکنند و در آن مسائلی که احتیاج به تخصص و فن دارد وارد نشوند و هر شخصی به مطالب خود بپردازد که در غیر اینصورت ضرر این مسئله فقط متوجه خود آنها خواهد شد و دیگران را هم در مقام شک و تردید نگه میدارند.
مسئلۀ ولایت اینطور نیست! مسئلۀ ولایت آسان نیست! صحبت در ولایت اینقدر سهل نیست! آخر ما کار و زندگی داریم؛ هر کسی بهدنبال کار خود و هر کسی بهدنبال بحث خود! چه داعی دارد که انسان در این مطالب وارد بشود؟! این مقام، مقام توحید است و این کارها با دُم شیر بازی کردن است!
ما با این القابی که میدهیم، نهتنها شخصی را بالا نمیبریم، بلکه بزرگان را پایین میآوریم! باید متوجه باشیم که آن مقام ولایت حضرت آقا ـ سلام اللَه علیه ـ بر همۀ جریانات حاکم و ناظر است و مراقب است! مگر ما امام زمان حضرت بقیّةاللَه علیه السلام را فراموش کردهایم؟! مگر ما امام نداریم؟! ما چه داعیای داریم که اینها را کنار بگذاریم؟!
راه ما راه مشخص است، راه ما راه صحیح است! ما که در اینجا ادعایی نداریم، ما که در اینجا دکّان و دستگاه نداریم! انسان که نمیتواند برای اثبات یک مطلب از مطالب خلاف بهره بگیرد! انسان که نمیتواند برای اثبات یک قضیه دروغ بگوید!
شخصی راجع به ثواب قرائت ١١٤ سورۀ قرآن روایات جعل کرده بود که مثلاً اگر کسی این سوره را بخواند اینقدر ثواب دارد. یکی از بزرگان با او برخورد میکند و میگوید: «من یکهمچنین مطالبی ندیدهام، شما اینها را از کجا نقل کردهای؟!» گفت: «من وقتی دیدم که مردم نسبت به قرائت قرآن توجه ندارند روایت ثواب جعل کردم که اگر کسی این سوره را بخواند به او اینقدر حورالعین میدهند، اگر کسی آن سوره را بخواند به او اینقدر جنات و أنهار میدهند و....» [باید به او گفت:] آخر مگر شما وکیل مردم هستی؟! مردم قرآن میخوانند بخوانند؛ نمیخوانند نخوانند! همۀ مردم خدا دارند!

