تبعیت از قرآن و عترت، عامل سعادت انسان
9همچنین افرادی که صرف اتّکاء به عقل و تخیلات، خودشان را جدای از نظر مبیّنِ حیّ و جدای از نظر بیان ولیّ حیّ راجح میدانند، اینها هم در همان مرتبه و در همان مسیر هستند! بین ما و واقفیه چه فرقی است؟! مگر صرف اعتقاد به یک امام زنده برای ما کارساز است و کفایت میکند و مشکلات را حل میکند و دستگیری میکند؟! من خودم بهشخصه بعد از اینهمه مطالعه و تدبر و تأمل در کتب مدوّنه و کتبی که در دست ما است: روایات، احادیث، قرآن و امثالذلک، به این مطلب رسیدهام که لولا تدلّی و لولا اتّکاء به مبیّن حیّ، اینها بههیچوجه من الوجوه نمیتوانند دست از من بگیرند! این مسئله وجدانی است! روش و دَیدَن بزرگان و واصلان به مطلوب هم بر همین قسم بوده است و آنها هم به همین کیفیّت بودهاند.
اگر شما در کار بزرگان یک تأمل بکنید و در گفتار و رفتار بقیه از اهل ظاهر هم یک تحقیق بکنید مطلب روشن میشود که آنها در چه وادیای هستند و دیگران در کجا دارند حرکت میکنند! آنها به چه مطالبی رسیدهاند و بقیه در چه مسائلی غوطهور هستند! اگر [صرف مطالعه] کفایت میکرد، برای آنها کافی بود!
لذا تشکیک در کلام اولیا با تشکیک در کلام امام فرقی نمیکند؛ چون تشکیک در ملاک است و ملاک واحد است! ما به این جهت به متابعت از اولیا گردن نهادهایم، چون کلام آنها را منافی با کلام امام نمیدانیم و مایز بین آنها را در مشخّصات شخصیۀ هُویۀ ظاهریه میدانیم؛ اما از نقطهنظر ارائۀ طریق که منبعث از إشراف به نفوس و عوالم غیب است، بههیچوجه من الوجوه بین اینها فرقی نیست و تفاوتی ندارند و بههیچوجه من الوجوه جای شک و تردید نیست!
مگر کسانی که در زمان غیبت به مبدأ أعلیٰ اتّصال پیدا کردند، با امام زمان رابطه داشتند؟! کدامیک از آنها با آن حضرت رابطه داشتند و آنهایی هم که با آن حضرت رابطه داشتند مگر در این زمینه بودند؟! شما نجم الثاقب حاجی نوری را نگاه کنید و ببینید که چه کسانی با آن حضرت ارتباط داشتند! گرچه بسیاری از این موارد در صورت ظاهر نبوده است، ولی چون آن شخصی که ناقل اینها است و همچنین بقیۀ افراد از این مطالب بیخبرند، لذا آن را بهصورت ظاهر میپندارند. کدامیک از کسانی که بهحسب ظاهر چه بهصورت عام و چه بهصورت خاص در میان مردم معروف و مشهورند، حظّی از نیل به آن عوالم باطن بردهاند؟!

