اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبعیت از قرآن و عترت، عامل سعادت انسان

17079
عید فطر
نسخه عربی

تبعیت از قرآن و عترت، عامل سعادت انسان

11
  • هدف اولیا از تحمل مصائب و مشکلات

  •  ما باید ببینیم که این بزرگانی که در طول تاریخ یک به یک آمدند و این حقیقت و رسالت را ابلاغ کردند چه کسانی بودند؟ بیست و سه سال رنج و زحمت پیغمبر برای چه بود؟ این‌همه مشقات و گرفتاری‌های پیغمبر برای چه بود؟ برای اینکه دو نفر را درست کند! آن‌هم پیغمبری که یک لحظه نزول از عالم وحدت به کثرت چنان او را در اضطراب می‌اندازد که اگر ماسوی‌اللَه را به او ببخشند حاضر نیست یک لحظه تنازل کند! این مطالب شوخی نیست، إن‌شاءاللَه خدا قسمت همۀ‌مان کند که رشحه‌ای از آن رشحات اقیانوس آنها به ما بخورَد، آن‌وقت می‌فهمیم که وقتی ندای ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ * قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾،1 ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ * قُمۡ فَأَنذِرۡ﴾2 بر آنها آمده است آنها چه می‌کشیدند! ما الآن این مطالب را نمی‌فهمیم، چون ما به خودمان نگاه می‌کنیم، ما ارتباط خودمان را ارتباط آنها می‌پنداریم و ارتباط آنها را با مردم ارتباط خود به‌حساب می‌آوریم.

  •  «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان» واقعاً همین‌طور است! پیغمبری که حتی طاقت یک لحظه غمض عین از نظر به جمال و جلال الهی به ملائکۀ مقرب را ندارد، باید بلند شود و بیاید و با ابوسفیان و ابوجهل دربیفتد!

  • من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان***قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو3
  •  امیرالمؤمنین که بلند شد و آمد مردم را نصیحت کرد، دلش برای چه کسی می‌سوزد؟ مگر امیرالمؤمنین به مردم نیاز دارد؟! باید کار را به آنجا برسانند که دختر پیغمبر را سوار بر حمار کند و برای خودِ این امت، درِ خانۀ مهاجر و انصار در مدینه طوف کند!4 این کارها را برای چه کسی می‌کند؟ آیا آن علی که می‌گوید: «شما همچون گلّۀ گوسفند به‌سمت من هجوم آوردید تا من را مجبور به خلافت کردید5 به‌دنبال خلافت می‌رود؟! بیست و پنج سال راحت در منزل نشسته است و از او استفاده می‌کنند، پس برای چه خودش را به دردسر بیندازد؟! ولی از وقتی که به خلافت رسید مسائل شروع شد. تمام مدت دوران خلافت حضرت به ابتلا گذشت.

    1. سوره مزّمّل (٧٣) آیه ١ و ٢.
    2. سوره مدّثّر (٧٤) آیه ١ و ٢.
    3. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٤١١.
    4. رجوع شود به الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٢٩.
    5. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٩.