لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
9آب کی نوشم من از مرداب یونان و فرنگ *** تا نصیب من ز قرآن آب حیوان کردهاند1 در اینجا آب، آبِ حیوان است؛ آب حیات است؛ آبی است که خضر نوشیده است و بزرگان از اولیا آمدهاند و در این وادی غوطه خوردهاند و بیرون آمدهاند! اعتنا و اتّکای بر مسائل ظاهر، برای ما غیر از اتلاف وقت و عبث و بیهودگیِ عمر نتیجهای به بار نخواهد آورد!
لذا اگر ما در کارها و رفتار این بزرگان نگاه کنیم میبینیم که برداشت اینها چه بوده است! حضرت حداد در این ماه رمضان چهکار میکرده و چه مقاماتی را طی میکرده است و اصلاً اینها در چه موقعیتی بودهاند؟!
حضرت آقا سابقاً میفرمودند ـ ظاهراً این مطلب را در کتابشان هم ذکر کردهاند ـ:
بعد از اینکه ماه رمضان تمام میشد، حضرت حداد به شکرانۀ عیدیای که خدا نصیب کرده است و این ماه رمضان را برای ما قرار داده است، یک زیارت دوره انجام میدادند؛ بهسمت نجف برای زیارت امیرالمؤمنین حرکت میکردند و بعد قاسم و بعد هم سایر امامزادگان و سپس به کاظمین میآمدند و حرم حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام و امام جواد علیه السلام را زیارت میکردند و بعد بهسمت سامرا برای زیارت عسگریین میرفتند و بعد بهسمت حضرت سید محمد میرفتند و به کربلا برمیگشتند و این زیارت دوره را انجام میدادند.2
آنها در چه مقاماتی هستند و چه مسائلی را درک میکنند و مردم در کجا هستند! اصلاً مگر مردم این مطالب را میفهمند و اصلاً مگر شعور آنها به این مطالب میرسد؟!
یک روز من با یکی از همین بزرگانی که اهل قلم است و تقریباً میتوان گفت که در مباحث نظری و نقلی جزء افراد شاخص زمان فعلی ما است، صحبت میکردم. روزهای آخر ماه رمضان بود و او از ضعف و غلبۀ روزه ناله داشت. میگفت: «کمکم داریم به دعای ”اللَهمّ غَشِّنی“ نزدیک میشویم و دیگر داریم غَش میکنیم و میافتیم!»
خب تمام مدرکات این بنده خدا همین است که این ماه رمضان تمام بشود و بعد بهسراغ مسائل گذشته و روزمرّه برود؛ اما آن حضرت حداد عید میگیرد که این ماه رمضان را با موفّقیت و با ادراک آن مقامات تمام کرده است و زیارت دوره شروع میکند! حالا اصلاً عقل ما نمیتواند به آنجا برسد که آنها چه میکردند و واقعاً در کجا سیر میکردند! تنها کاری که ما میتوانیم انجام بدهیم این است که از خدا بخواهیم این پردههای جهل و این مسائلی را که باعث شده است آن حقیقت ولایت در خفا و در عماء بماند و چشم ما بهجای توجه به باطن فقط ظاهری را ببیند، کنار بزند و ما را از این مسائل ظاهر گذر بدهد و حقیقت ولایت را برای ما جلوهگر کند که با جلوهگری آن ولایت، دیگر چشم ما به جایی و به مظهری و به آنچه مردم با آنها دست به گریبان هستند نظر ندارد!
- مجموعه دیوان الهی، مهدی الهی قمشهای، ج ٢، ص ٤١٤، غزل دکتر و شیخ و صوفی.
- رجوع شود به روح مجرد، ص ٣٣.

