
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
مکتب عرفان، یگانهراه شناخت حقیقت ولایت
1) اولیا، زبان گویای امام علیه السلام! 2) اهمّیت بصیرت و صفای دل در مسیر الهی. 3) مأموریت پیغمبر براساس شاکلۀ افراد. 4) خطر علمای کتابی برای عوام الناس! 5) ضرر مطرح کردن مسائل ظهور برای سالک!
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین
و نَشهدُ أنّ اللَه حقٌ و أنّ محمّدًا عبدُه و رسولُه
و أنّ الأئمة مِن وُلده کلمةُ التّقویٰ و أعلامُ الهُدیٰ
و قال فی کتابه العزیز:
﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَتۡكُم مَّوۡعِظَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَشِفَآءٞ لِّمَا فِي ٱلصُّدُورِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾.1
کلام امیرالمؤمنین درمورد عقل باطن و علم ظاهر
افراد بهحسب درجات و مقامات و ادراکاتی که دارند مختلف هستند. آنطوریکه از سابق در یادم هست، امیرالمؤمنین علیه السلام در کلمات قصارشان میفرمایند:
«خداوند به هر کسی از افراد، یک عقل باطن و یک علوم ظاهر عنایت و مرحمت کرده است. اگر آن عقل باطن با آن علوم ظاهر مطابقت کند، این شخص هدایت پیدا میکند و رستگار میشود؛ و اگر چنانچه آن عقل باطن او را مساعدت نکند، هرچه به او بگویید نتیجهای نمیدهد!»2
ما باید از خداوند این را تقاضا بکنیم و این خواست و درخواست در ما باشد که آنچه به ما عنایت کرده است را زیاد کند. عمدۀ مطلب همان بصیرت و صفای دل است که انسان را راه میبرد و از آن به «نور ایمان» تعبیر شده است؛ در غیر اینصورت چهبسا افرادی که ما آنها را دیدیم و در کتب هم سرگذشتشان موجود است و همۀ ما هم میدانیم که آنها با وجود صرف اوقات زیاد و تحمل مصائب و مشکلات زیاد، نهتنها مفید واقع نشدند، بلکه از آن افرادی بودند که خدا و پیغمبر و ائمّه از آنها برائت میجستند!
مدرکات افراد بر حسب استعدادهایی که دارند، اختلاف دارد و بر همین اساس است که میفرمایند:
نحنُ مَعاشرَ الأنبیاء اُمرنا أن نُکلّم النّاسَ علَی قَدرِ عُقولهِم!3
بیان مطالب حق و القای مسائل غامض توحیدی برای هر کسی قابل تحمّل و فهم نیست. بزرگان و اولیاء ما با هر کسی یک نوع برخورد داشتند و هر کسی در آن مسیری که حرکت میکند، ابداً و ابداً تخطّی از آن مسیر برایش ممکن نیست؛ حتی پیغمبر اکرم هم نتوانست افراد را عوض کند، [بلکه فقط] مأمور بر این بود که هر کسی را طبق شاکلۀ خودش حرکت بدهد. تغییر شاکله بر عهدۀ پیغمبر و بر عهدۀ اولیا نیست و اینها با هر کسی به هر مقداری که صفا و اخلاص داشته باشد، عمل میکردند و آنها را حرکت میدادند و به جلو میآوردند، و او از مسیر شخص دیگر اطلاع نداشت؛ دیگری هم از مسیر او اطلاع نداشت.
- سوره یونس (١٠) آیه ٥٧. نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٢٧٥:
«ای مردم، حقاً از جانب پروردگارتان قرآن مجید که موعظه و شفای دردهای سینه و هدایت و رحمت برای مؤمنان است، آمده است.» - رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ١٨، با قدری اختلاف.
- الکافی، ج ١، ص ٢٣، با قدری اختلاف. افق وحی، ص ٤٠٧:
«ما جماعت انبیا مأمور هستیم که با مردم به میزان عقل و درایتشان سخن بگوییم!»
- سوره یونس (١٠) آیه ٥٧. نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٢٧٥:
