لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
10شما الآن نگاه کنید و ببینید که مردم در چه حال و موقعیتی هستند؟ یکی بهدنبال حَسنی میگردد؛ یکی بهدنبال حُسینی میگردد؛ یکی بهدنبال کذا و کذا میگردد؛ یکی از بازار آشفتۀ امروز گله دارد؛ یکی از بازار آشفتۀ جهانی و سیاسات جهانی گله دارد! تمام اینها بهخاطر این است که دست آنها از حقیقت کوتاه است! میگوید:
هر که در خانهاش صنم دارد *** گر نیاید برون چه غم دارد1؟ یک شعر خیلی عالی دیگری هست که میگوید: اگر تمام عالم را آب ببرد، مرغان دریا را چه غم؟!2 مرغ هوا باید غصه بخورد که کجا پایین بیاید، ولی آن کسی که خودش اهل شنا است و اصلاً زندگی و حیاتش در آب است که نباید بهدنبال این مسائل برود!
آن بزرگانی که راه را میبینند و مسیر را تشخیص میدهند، چقدر بر ما حقّ نعمت دارند و چقدر برای ما راهگشا هستند! اگر ما در این وادی و در این مسیر نبودیم، آیا ما هم یکی از سایر آن افراد نبودیم که یا بهواسطۀ خلأ و نبودنِ آن حقیقتی که بتواند ما را پُر کند، بهدنبال بعضی از مسائل دیگر میرفتیم و یا خداینکرده بهواسطۀ اهواء و اغراض، آلوده میشدیم؟! اینها آمدند و کار ما را راحت کردند و گفتند: «آقا، شما بیایید این مسیر را انتخاب کنید، به بقیهاش چهکار دارید؟! جوابِ روز قیامت با ما! مسائلی که اتفاق میافتد بر عهدۀ ما! اگر خصوصیاتی انجام بشود، بر عهدۀ ما! ما حاضریم در مقابل خدا جواب بدهیم! ما حاضریم که اگر شما در روز قیامت به ما اعتراض کردید، بیاییم بایستیم و جواب بدهیم! ما حاضریم که اگر در این زمینه باری بر دوش شما است آن را برداریم!»3 ولی ما بهدنبال کار خودمان میرویم، یکخردهاش را قبول میکنیم و یکخردهاش را قبول نمیکنیم!
آن کسی که به آن باطن و حقیقت امر اطلاع دارد، میداند اوضاع چه خبر است! آن کسی که به عالم غیب احاطه دارد، میداند چه مسائلی در پشت پرده است! مَنی که میخواهم فقط از روی کتاب تکلیفم را بفهمم، از آن مسائل پشت پرده خبر ندارم؛ و نهتنها خودم، بلکه همۀ افراد را هم گمراه میکنم و این مسائل بهوجود میآید؛ ضَلّوا و أضلّوا!4 تمام اینها بهخاطر این است که ما میخواهیم احکام خدا را از روی کتاب بفهمیم؛ و ای کاش از روی کتاب درست میفهمیدیم و ای کاش به همۀ موارد توجه میکردیم! ولی توجه نکردیم و این مسائل را بهوجود آوردیم.
- رجوع شود به روح مجرد، ص ٣٠٣.
- دیوان کبیر شمس، ص ٥٤:
گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود ** مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا - رجوع شود به روح مجرد، ص ٤٨٥ و ٤٨٦.
- برگرفته از الکافی، ج ١، ص ١٨٤.

