
ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
ربط با پروردگار؛ ملاک انتصاب امیرالمؤمنین علیه السلام
ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
21معنای ﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ﴾
﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ﴾؛1 «کسانی که او را کمک کنند و پشتش بایستند!» کمک کردن یعنی جلو آمدن! میگویند: ما تا همهجا هستیم، خط قرمز نداریم، محدودیتی نداریم، اگر بگویی برخیز برمیخیزیم، اگر بگویی بنشین مینشینیم، اگر بگویی برو به صف صفین بزن میزنیم، اگر وقتی به معاویه رسیدم و شمشیرم را بالا آوردم، همینکه میخواهم به سرش بزنم بگویی دست نگه دار، نگه میدارم! یا علی، یک ثانیۀ دیگر این دستورت میرسید، زده بودم و کَلَکَش را کَنده بودم و دیگر هرچه بود تمام شده بود! [علی میگوید:] نه، صبر کن ببین من چه میگویم!2 معاویه کی است بنده خدا؟! معاویه در این دستگاه خلقت، شپش هم بهحساب نمیآید، تو حالا این را آدم فرض کردهای؟! من را بهحساب بیاور، نه معاویه را! چرا خودت را همراه با من قاطی کردی؟! اگر دستور من است میگویم معاویه را نکُش! چهکار داری؟! اگر دستور من است میگویم یزید را نکُش! اگر دستور من است، من میگویم این کار را انجام بده! ولی اگر دستور و میل خودت است، آن یک مطلب دیگر است. سی درصد و هفتاد درصد یک مطلب دیگر است، پنجاه درصد و پنجاه درصد یک مطلب دیگر است، ولی اگر صد در صد است، دیگر صد در صد است!
معنای ﴿وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِي أُنزِلَ مَعَهُۥٓ﴾
﴿وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ أُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾؛3 «کسانی که بهدنبال آن نوری بروند که با او فرستادیم، آنها مفلح و رستگار میشوند!» یعنی در آنجایی که حق را تشخیص میدهند بهدنبال آن بروند، اما در آنجایی که حق را ـ بهخاطر مصالح خودشان یا مصالح مردم یا مصلحتاندیشیها و فضا ـ تشخیص نمیدهند، نروند و قدم جلو نگذارند! حق را در نظر بگیرند، فردایی هم داریم! تاریخ چقدر برای ما عبرت نشان داده است! چرا ما عبرت نمیگیریم؟!
نیستی امیرالمؤمنین در قبال خداوند
امیرالمؤمنین علیه السلام چه موقعی این جمله را فرمود؟ وقتیکه ابنملجم شمشیر را بر فرقش فرود آورد؛ «فُزتُ و ربّ الکَعبة!»4 یعنی حالا دیگر به فلاح رسیدم، حالا دیگر مسئولیتم را انجام دادم! یعنی در این مدت خودم نبودم، بلکه او بود! اگر بهحساب خودم بود گردن عمرو عاص را میزدم! اگر بهحساب خودم بود، [در قضیۀ کربلا] وقتی که حر بن یزید ریاحی با هزار نفر در آنجا آمد و راه را بست و همه از تشنگی داشتند میمردند، دو ساعت صبر میکردم تا همه بمیرند! اگر دست خودمان باشد همین است دیگر! ولی چون دست خودم نیست و چون من نبودم، میگویم به همۀشان آب بدهید و خودم هم میروم و مشک را به دهان آنهایی میگذارم که غش کردند!5 یعنی خودم با دست خودم دارم کربلا را ایجاد میکنم، معنایش این است دیگر! پس چه کسی کربلا را درست کرد؟ خود امام حسین علیه السلام! چه کسی صفین را درست کرد؟ خود امیرالمؤمنین علیه السلام! چه کسی نهروان را درست کرد؟ همه را خودش دارد انجام میدهد، اما ما در یک تفکرات و توهمات دیگری هستیم! چه کسی علی اصغر را به آن مرتبهای میرساند که همۀ انبیاء باید غبطه بخورند؟ خود امام حسین! چه کسی حضرت علی اکبر را به جایی میرساند که اولین و آخرین باید به او متوسل بشوند؟ خود امام حسین! همه خودش است.
- سوره أعراف (٧) آیه ١٥٧.
- رجوع شود به وقعة صفین، ص ٤٩٠.
- سوره أعراف (٧) آیه ١٥٧.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٣، ص ٣١٢.
- رجوع شود به الإرشاد، ج ٢، ص ٧٨.
