ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
11این نکتۀ مهمّی است که باید به آن توجه کرد؛ یعنی اگر مثلاً ما از رسول خدا بپرسیم که اگر شما در این زمان بودید، در زمانی که خودتان را در شرایطی احساس و تصور میکردید که بیش از آنچه که بتوانید به خود بپردازید کار دیگری از دستتان برنمیآید، در یکهمچنین شرایطی با مسئلۀ ولایت و با این قضیهای که در عید غدیر مطرح کردید، چگونه مواجه میشدید؟
زنده بودن واقعۀ غدیر و جریانات پس از آن در طول تاریخ
الآن برای همۀ ما این سؤال هست که آیا این زمانی که ما الآن در آن هستیم همان زمانی نیست که بعد از پیغمبر بوده است؟ منتها بعد از پیغمبر، امیرالمؤمنین را با آن کیفیّت خانهنشین کردند که ریسمان به گردن امیرالمؤمنین بستند و برای بیعت به مسجد کشاندند،1 ـ خب الحمدلله در این زمان این حرفها نیست ـ و بعد امیرالمؤمنین به درِ خانۀ یکیک مهاجرین و انصار و اینطرف و آنطرف رفت و فرمود: «آیا شما در این واقعه نبودید؟! آیا شما در قضیۀ غدیر نبودید؟! آیا شما از پیغمبر نشنیدید؟!» گفتند: «یا علی، دیگر وقتش گذشته است و حوصلۀ درد سر نداریم! داری میبینی که چه کسانی آمدند و چه شمشیرهایی دور و برشان است!»2
خب مگر الآن غیر از آن زمان است؟ منتها در آن زمان امیرالمؤمنین رفتند در منزلشان، افرادی آمدند و به یک طرف دیگر رفتند، صفهای جماعت پر شد. نماز خوانده میشد ولی پشت سر چه کسی خوانده میشد؟ پشت سر ابوبکر! نماز پشت سر پیغمبر تبدیل شد به نماز پشت سر ابوبکر! امیرالمؤمنین هم مدتی بودند، ولی بعداً بهخاطر مسائلی خود آن حضرت هم آمدند و در همان مسجد مدینه به همینها اقتدا کردند! امیرالمؤمنین جماعت مسلمین را ترک نکرد، بلکه آمدند و به اینها اقتدا کردند.3
ما با آنهایی که امیرالمؤمنین را رها کردند و رفتند کاری نداریم، بالأخره رفتند دنبال آن کسانی که باید بروند. اما آنهایی که پشت سر امیرالمؤمنین ماندند، آیا مشمول همین کلام پیغمبر هستند؟ یعنی چون الآن امیرالمؤمنین دیگر آن حکومت را ندارد، آن ولایت را ندارد، آن أمارت را ندارد، همۀ شما معطل هستید و فایدهای ندارد! میخواهید درِ خانهاش بیایید، میخواهید نیایید! آیا اینطوری بوده است یا اینکه نه، مسئله چیز دیگری بوده است؟!
- رجوع شود به کتاب سلیم، ج ٢، ص ٥٨٥ ـ ٥٨٧؛ شرح نهج البلاغة، ابن أبیالحدید، ج ٢، ص ٥٧؛ السقیفة و فدک، ص ٥١؛ الإمامة و السیاسة، ص ٣٠.
- رجوع شود به الإمامة و السیاسة، ص ٢٩.
- تفسیر القمی، ج ٢، ص ١٥٩.

