
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
روایت امام عسکری علیه السلام دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
15تکرار تاریخ در زمانهای مختلف
تاریخ همیشه در حال حرکت است. تاریخ و روزگار یک شکل دارد، فقط زمانش فرق میکند. شما الآن به احزاب دنیا و مسائلی که در دنیا اتفاق میافتد نگاه بکنید و تأمل بکنید، میبینید همان روشی که از زمان خلقت آدم شروع شد، الآن هم به همان کیفیت ادامه دارد؛ چون همه یک نفس، یک تفکر، یک حالت و یک خصوصیات وجودی دارند، همه بهدنبال بقای فیزیکی خودشان هستند و کسی به متافیزیک فکر نمیکند و به آنطرف قضیه نگاه نمیکند و به آنطرف توجه نمیکند. حالا که اینطور است، همۀ وسائل هم یکی است؛ البته حالا مدرن میشود، غیر مدرن میشود، بالاتر، پایینتر، ولی یک خط است: خط کوبیدن و رو آمدن! تنازع و مقابلۀ در بقاء! «تو نباش، من باشم!» مگر غیر از این است؟! این شخص چشم ندارد آن شخص را ببیند و تا میبیند یک مقدار دور و برش شلوغ شده است میگوید: «هان چه شده است که دور و بر فلانی شلوغ است؟! برویم ببینیم!» خب شلوغ است که شلوغ است به تو چه ارتباطی دارد؟! تو هم برو دورت شلوغ باشد! یا میبیند خلوت است میگوید: «چه شده است؟! چرا خلوت شده است و کسی نمیآید؟! از او برگشتهاند؟! چه شده است که دیگر به خانهاش نمیروند؟!» حالا هرچه شده است و هر کس میآید یا نمیآید؛ این دیگر پیگیری ندارد! برو بهدنبال کار خودت، بیچارگیهایت، بدبختیهایت و هزار تا گیری که داری! چرا در این چیزها و این مسائل گیر کردهای؟!
غلبۀ عقل بر احساسات، کار امیرالمؤمنین در روز غدیر
آنچه امیرالمؤمنین در روز عید غدیر که امروز است، آمد باز کرد و در زمان رسول خدا هنوز باز نشده بود، فقط این مسئله است: غلبۀ عقل بر احساسات. بهخاطر همین است که پیغمبر فرمودهاند: «یَومُ غَدیرِ خُمٍّ أفضَلُ أعیادِ أُمَّتی.»1 مگر پیغمبر مبعث نداشت؟! مبعث که اول بود، اما پیغمبر نفرمود: مبعث من افضل اعیاد و از همۀ عیدها بالاتر است. پیغمبر نفرمود: عید فطر و قربان افضل اعیاد است، با آن فضیلت و مرتبه و برکاتی که دارد؛ اینها سر جای خودش محفوظ است و بسیار خوب است. پیغمبر نفرمود: ولادت من افضل اعیاد است؛ درحالتیکه ولادت رسول خدا اصل برکت همۀ عالم وجود است دیگر! تمام اینها بهواسطۀ ولادت و بعثت پیغمبر است؛ ولی پیغمبر میفرماید: «غدیر خم افضل اعیاد است.» چون تا بهحال منِ رسول خدا با احساسات شما با شما برخورد داشتم، نه با عقل شما! تا حالا مرا بهعنوان رسول خدا میدیدید؛ منی که شقّالقمر کردم و یک اشاره کردم ماه دو نصف شد.2 [گفتید]: هان! چه شد؟! ببینید این پیغمبر چهکار کرد! من را دیدید که فلان جنگ را پیش بردم، من را دیدید که بر کفار غلبه کردم، من را دیدید که درخت به نبوت و رسالت من شهادت داد،3 و...؛ اما با این وضع، فایدهای ندارد! یک چیز کم دارد و آن، این است که هنوز عقل شما بر احساسات شما غلبه نکرده است. شما تا بهحال با احساسات با من عمل میکردید. وقتی پیغمبر از یک جایی میآمد، [میگفتند]: رسول خدا آمد، برویم! بچهها میرفتند، زنها میرفتند، هلهله میکردند و گوسفند میکشتند که رسول خدا از سفر برگشته است. یا رسول خدا میخواهد به فلان سفر و به فلان غزوه برود، همه حرکت میکردند و بیرون میآمدند. از جنگ و سفر برمیگشتند....
- الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٢٥. امام شناسی، ج ٩، ص ٢٤٢:
«روز غدیر، افضل عیدهای امّت من است.» - الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ١٤٢.
- رجوع شود به مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ١٢٩.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٢٥. امام شناسی، ج ٩، ص ٢٤٢:
