
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
روایت امام عسکری علیه السلام دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
20پس اول امام میداند و اول او خبر دارد، آنوقت میخواهی از او مخفی کنی؟! اول دست او آمده و اول صورتحساب نزد او رفته است، آنوقت تو چه چیزی را میخواهی مخفی کنی؟! اول او این صورتحساب را امضا کرده است، آنوقت تو میخواهی مخفیانه این یکیاش را خط بزنی و با پاککن پاک کنی؟! او میگوید: ای آقا، اصل این نزد من است و کپیاش را پیش تو فرستادم؛ تو چه چیزی را میخواهی مخفی کنی؟!1 کپیاش پیش ما است؛ اصل نزد او است!
پیام غدیر: الآن زمان حضور است نه غیبت!
پس ما چه زمان غیبتی داریم؟! هیچ! ما زمان غیبت نداریم؛ بلکه زمان حضور داریم! امام زمان ما حاضر است؛ حالا اینکه ما او را نمیبینیم، خب نبینیم! مثل آنکه در آن زمان، امام را نمیدیدند؛ خب ندیدند که ندیدند! چه غیبتی؟! همۀ اینها تخیل و توهّم و احساس است!
عید غدیر برای برداشتن این احساس است که خیال نکن الآن امام نداری و پیغمبر رفته است؛ نه، وجود باقیۀ پیغمبر در علی هست. خیال نکن علی رفته است؛ وجود باقیهاش در امام مجتبی هست. خیال نکن امام حسین رفته است؛ وجود باقیهاش.... همینطور الآن وجود باقیۀ رسول خدا و تمام سیزده معصوم در امام زمان هست. پس غیبتی نیست؛ بلکه تمام، حضور است و ما باید خودمان را در حضور امام علیه السّلام احساس کنیم. خود را در حضور امام علیه السّلام احساس کردن است که انسان را [جلو] میبَرد؛ یعنی اگر خودِ رسول خدا زنده بود، ما این حرکت را نداشتیم. چون نیست، این حرکت انجام میشود و چون نیست عقل میآید بر احساسات غلبه میکند. اما اگر باشد، یک تکۀ قضیه را روی حضورش میاندازیم و یک بُعد از مسئله را روی همین جنبۀ فیزیکیاش بار میکنیم و یک مقدار از مطلب را به حساب او میگذاریم که «حضرت هست، الآن میآید دعوا میکند؛ الآن میآید مچ میگیرد؛ الآن میآید توبیخ میکند و...!» ولی اگر نیست، میگوییم: «خُب نیست!» اینجا است که عقل میآید: نیست؟! خُب نباشد؛ ولایت و اشراف و ارادهاش که هست. و این را هم میدانیم که هست، دیگر این چیزی نیست که بخواهیم نسبت به آن شک داشته باشیم.
- الکافی، ج ٤، ص ٥٧٧:
«... إرادَةُ الرَّبِ فی مَقادیرِ أُمورِهِ تَهبِطُ إلَیکُم و تَصدُرُ مِن بُیوتِکُم وَ الصّادِرُ عَمّا فَصَلَ مِن أحکامِ العِباد....»
معاد شناسی، ج ٣، ص ١٧١: «ارادۀ حضرت پروردگار در اندازهها و تقدیراتِ امور خود بهسوی شما فرود میآید و سپس از خانههای شما صادر میگردد و خارج میشود و نیز احکام تفصیلی بندگانش از خانۀ شما خارج میشود.»
نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٨٦، نامه ٢٨: «... فَإنّا صَنائِعُ رَبِّنا و النّاسُ بَعدُ صَنائِعُ لَنا....»
امام شناسی، ج ٥، ص ١٣٠: «ما دستپروردگان پروردگارمان هستیم، و مردم پس از این دستپروردگان ما هستند.»
- الکافی، ج ٤، ص ٥٧٧:
