
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
روایت امام عسکری علیه السلام دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
18و قضیهاش زیاد است که اگر بگویم واقعاً همه تعجب میکنند که چطور شیعۀ موسی بن جعفر [اشتباه خودش را جبران کرد]!
خلاصه اینکه علی بن یقطین گفت: «از تو دست برنمیدارم. باید پایت را روی صورت من بگذاری و بگویی من از تو راضی هستم!» آنها اینطور بودند.
گفت: «از تو راضی هستم.» بعد یک مقدار پول به او داد و کارش را راه انداخت و سوار آن شتر شد و به دو ثانیه به دم منزل موسی بن جعفر برگشت. آن شتری که موسی بن جعفر بفرستد، با این شترها خیلی فرق میکند! هنوز نیامده، دید خود موسی بن جعفر در را باز کردند:
حالا کار خوبی کردی؛ بارک اللَه! آفرین! حالا بیا داخل.1
این امام است! امامی که در زندان باشد، امام است؛ امامی که با تو در خیابان هم راه برود، امام است. هر دو یکی است، یک اندازه است، یک میزان است، یک مرتبه از اشراف را دارد.
بنده خودم نشسته بودم که مرحوم آقا به شاگردانشان میفرمودند:
در کرۀ ماه باشی، مثل اینکه در کنار منی؛ برای من فرقی نمیکند!
حالا برو امتحان کن! البته همه هم امتحان میکردند؛ یعنی چیزی نبود که فقط ادّعا باشد. ایشان هم شاگرد همان امام است دیگر!
حضور همیشگی امام زمان و سیطرۀ ایشان بر عالم وجود
من الآن از شما سؤالی میکنم که برای خودم یک سؤال است، و اگر کسی میتواند بگوید. ما در این زمان چه چیزی را کم داریم که بهخاطر آن، اسمش را غیبت گذاشتهایم، اما افرادی که در زمان موسی بن جعفر بودند آن کمی را نداشتند لذا آنها در زمان غیبت نبودند؟! آیا امام نداریم؟! البته داریم؛ اینکه مسلّم است و قضیه و مطلب را پذیرفتهایم که امام داریم. امام هم در میان ما هست؛ روایت داریم وقتی حضرت ظهور میکنند، میگوییم: عجب! ما که این شخص را در خیابان و بازار میدیدیم؛ این چهره آشنا است و این چهره، چهرۀ غیر آشنایی نیست؛ اما خبر نداشتیم!2
- عیون المعجزات، ص ١٠٠.
- کمال الدّین، ج ٢، ص ٣٤١.
