
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
روایت امام عسکری علیه السلام دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
14علت تأخیر پیغمبر در ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین
پیغمبر که همۀ احکام را بیان کرد، مکارم اخلاق را هم که گفت، روش و سیرۀ خودش را هم که نشان داد، پس دیگر چه قضیهای ماند که خداوند در ابلاغش باید رسول خدا را تهدید کند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ﴾؛1 اینهمه که تا به حالا به تو گفتیم، چرا انجام نمیدهی؟! این ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام در طول حیات رسول خدا چند بار به پیغمبر ابلاغ شد؛ پیغمبر میترسید، ولی با جملات و عبارات و یک مسائل دیگر بیان میکرد: «أنا مدینةُ العِلمِ و علیٌّ بابُها»،2 «لَولا مَخافَة أنْ یَقولَ فیکَ طَوائِفُ مِن أُمَّتی....»3 آن حدیث راجع به عیسَی بن مریم، «علیٌّ بابُ عِلمی»،4 «علیٌّ کَنَفسی»5 و.... پیغمبر تمام این چیزها را بین اصحاب میگفت و زمینه را آماده میکرد؛ ولی میترسید که بیاید بگوید: بعد از من، امیرالمؤمنین است؛ همانطورکه من در میان شما بودم و بر شما اولویّت داشتم و شما نمیتوانستید اختیار خود را بر اختیار من ترجیح بدهید و شرعاً و عقلاً و تکلیفاً بر شما واجب و فرض بود که اختیار و ارادۀ مرا بر اختیار و ارادۀ خود ترجیح و تغلیب بدهید، همینطور این ترجیح و اولویّت به علی منتقل شده است. پیغمبر این را نمیتوانست بگوید؛ چون میدید چه خبر است دیگر! مردم، سلیقههای مردم، تفکرات مردم و مسائل را میدید، چطور بیاید بگوید؟! منافقین را میدید؛ منافقینی که در این امّت منتظرند و نشستهاند که برای رسول خدا قضیهای پیش بیاید و بیایند زمام را بهدست بگیرند که مانع برطرف شد، حالا به داخل گود بیاییم!
این احزاب را دیدهاید که منتظر هستند یکی بمیرد یا آن یکی قضیهای برایش پیش بیاید یا آن یکی مخدوش بشود، [آنوقت میگویند]: «هان، حالا ما رو آمدیم، حالا مردم به ما رأی میدهند!» آنموقع هم همینطور بود. میرفت برای او پرونده درست میکرد ـ حالا راست یا دروغ ـ، شبنشینی میکرد، این را میدید، آن را میدید که او فلان کار را کرده است و ذهنها را خراب میکرد و شخصیتش را از بین میبرد که بعد خودش رو بیاید و خلاصه با تبلیغات و دروغ و دغل بیایند. [میگفتند]: بیاییم بعد از پیغمبر خلافت را بگیریم؛ این علی بهدرد نمیخورد، این علی فقط بلد است بجنگد، این علی اصلاً مردمدار نیست! اینها همه توطئههایی بود که در زمان پیغمبر انجام میدادند.
- سوره مائده (٥) آیه ٦٧. امام شناسی، ج ٥، ص ٢٣٤:
«ای رسول ما! تبلیغ کن و برسان به مردم آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است!» - تحف العقول، ص ٤٣٠. امام شناسی، ج ١، ص ١٩٧:
«من شهر علم و دانش هستم، و علی درِ آن است.» - ینابیع المودّة، ج ١، ص ٣٩٣:
«عن أمیرالمؤمنین علیّ (رضیَ اللَه عنه) قال: ”إنّ رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نظر إلیّ و أنا مقبِل و أصحابه حولَه و قال لی:....“» امام شناسی، ج ٤، ص ٣٠:
«امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند که: وقتی من به طرف حضرت رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم میرفتم و آن حضرت در میان اصحاب خود بودند، همینکه نظر آن حضرت بر من افتاد گفتند: ”آگاه باش ای علی که در تو شباهتی به عیسَی بن مریم است، و اگر من نمیترسیدم از آنکه طایفهای از امّت من دربارۀ تو بگویند آنچه را که نصاریٰ دربارۀ عیسَی بن مریم گفتهاند، هرآینه دربارۀ تو کلامی میگفتم که پس از آن کلام دیگر بر جماعتی از مردم عبور نمینمودی مگر آنکه خاک زیر قدمهایت را برداشته و برای شفا و برکت میبردند.“» - کنز الفوائد، ج ٢، ص ٦٧. امام شناسی، ج ١١، ص ٨٥:
«علی درِ علم و دانش من است.» - الصّراط المستقیم، ج ١، ص ٢٥٢. امام شناسی، ج ١، ص ٢١٢:
«مقام و منزلت علی نسبت به من مانند جان و نفس من است نسبت به من.»
- سوره مائده (٥) آیه ٦٧. امام شناسی، ج ٥، ص ٢٣٤:
