هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
9الآن کَلمَةُ اللَه العُلیا یک نفر و یک ذات است و آن امام معصوم علیه السلام حضرت بقیةاللَه ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است و بس! آن کسی که واسطۀ برای فیض است و الآن واسطه است که من میتوانم صحبت کنم و شما میتوانید بشنوید! اگر او نباشد، من لال میشوم و نمیتوانم حرف بزنم و شما کَر میشوید و نمیتوانید بشنوید! قضیه این است!
کلمة اللَه به آن کسی میگویند که تمام مُلک و ملکوت عالم در دستش است! ما با انگشت خودمان نمیتوانیم سرمان را بخارانیم، آنوقت چطور این شخص کلمة اللَه العلیا است؟!
بله، آدم خوب، معزّز و محترمی است؛ اما چرا ما باید در تعابیرمان اینقدر لقلقۀ لسان داشته باشیم؟! چرا قلم ما هر چیزی را که بخواهد، مینویسد؟! آخر هر چیزی حدّی دارد!
آن شخص باید در روز قیامت برای نوشتن این کلمه به امام زمان پاسخ بدهد، چون الآن امام زمان کلمةُ اللَه العلیا است! باید [به این پرسش] پاسخ بدهد که تویی که عالم بودی چرا نوشتی؟! خب حالا مردم که مینویسند بهخاطر این است که آنها جاهل و نفهماند! بله، به خیلی از افراد، امیرالمؤمنین هم میگویند! مگر بعضیها اینطرف و آنطرف نمینویسند که شیعیان را تو امیرالمؤمنینی؟!
انحصار اطلاق لفظ «امیرالمؤمنین» به علی ابن ابیطالب
آیا شما میدانید که اطلاق لفظ «امیرالمؤمنین» بر خود امام زمان هم که کلمة اللَه العلیا است، حرام است؟!1 آنوقت بنده به خودم [امیرالمؤمنین] میگویم؟!
[لفظ «امیرالمؤمنین»] فقط و فقط اختصاص به علیّ ابن ابیطالب صاحب امروز دارد2 و حتی به امام حسن هم نمیشود امیرالمؤمنین گفت! اما به چه کسانی امیرالمؤمنین گفتند؟ هارونالرّشید میگفت: به من امیرالمؤمنین بگویید! موسی ابن جعفر علیه السلام وارد بر هارون میشد و مجبور بود به او بگوید: «السّلامُ علیکَ یا أمیرَالمؤمنینَ!»3 امام صادق وارد بر منصور دوانیقی میشد و به منصور دوانیقیِ فاسقِ فاجر، امیرالمؤمنین میگفت!4 [چون اگر نمیگفت] امام را میکشت!
حالا متوجه شدید که چه کسانی به خودشان امیرالمؤمنین میگفتند؟! مأمون امام زمان خودش را میکُشد و لقب خودش را امیرالمؤمنین میگذارد! در نامههایی که مینوشت، اسم خودش را امیرالمؤمنین میگذاشت: «مِن أمیرالمؤمنینَ عبداللَه مأمون!» و ممانعت نمیکرد از اینکه در خطبههای جمعه به او امیرالمؤمنین بگویند و حتی به او امام میگفتند!5
- الهدایة الکبری، ص ١٩٢؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ٢٩٥.
- إعلام الوری، ج ١، ص ٣٠٧:
«وَ کَنّاهُ رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بِأبیتُرابٍ لمّا رَآهُ ساجِدًا مُعَفِّرًا فی التُّرابِ و لَقّبَهُ أمیرَالمؤمنینَ. خَصَّهُ النّبیُّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بِه لمّا قال: ”سَلِّموا علَی عَلیٍّ بِإمرَةِ المُؤمِنینَ!“ و لَم یُجَوّز أصحابُنا أن یُطلَقَ هذا اللّفظُ لِغَیره مِن الأئمّةِ فقالوا: إنّه انفَرَدَ بهذا التّلقیبِ فَلا یَجوزُ أن یُشارِکَه فی ذلکَ غیرُه!»
ترجمه: «رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم چون علیّ بن ابیطالب را در حال سجده دیدند که صورت به خاک میسایید، او را ”أباتراب“ نامیدند. و او را ”امیرالمؤمنین“ لقب دادند. و پیغمبر اکرم او را به این لقب مختص نمودند، آنجا که فرمودند: ”بر علی با عنوان امیرالمؤمنین سلام کنید!“ و فقهای ما جائز نمیدانند که این لفظ (امیرالمؤمنین) برای غیر حضرت علی علیه السلام [حتی] از ائمه علیهم السلام بهکار رود، و گفتهاند: پیغمبر اکرم حضرت علی را منفرد به این لقب نمودهاند، بنابراین جائز نیست که غیر حضرت علی علیه السلام در این لقب با او شریک گردد!» (محقق)
مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٣، ص ٥٥:
«و لَم یُجَوّز أصحابُنا أن یُطلَقَ هذا اللّفظُ لِغَیرِه مِن الأئمّةِ علیهم السّلام. و قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ علیه السّلام: یا أمیرَالمؤمنینَ! فَقالَ: ”مَه، فَإنّهُ لا یَرضَی بِهَذهِ التَّسمیَةِ أحَدٌ إلّا ابتُلِیَ بِبَلاءِ أبیجَهل!“»
ترجمه: «و فقهای ما جائز نمیدانند که این لفظ (امیرالمؤمنین) برای غیر حضرت علی علیه السلام از ائمه علیهم السلام بهکار رود! و شخصی به امام صادق علیه السلام خطاب نمود: یا امیرالمؤمنین! حضرت فرمودند: ”ساکت شو، چرا که هیچ کسی به این اسم راضی نشود مگر آنکه به بلای ابوجهل مبتلا گردد!“» (محقق) - رجوع شود به عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج ١، ص ٨٢.
- الإرشاد، ج ٢، ص ١٨٣.
- الکافی، ج ١، ص ٤٩٠.

