
هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
پیام عید غدیر برای امروز ما
هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
23این میشود مجلس هیئتی! مجلس هیئتی یعنی بگیر، داد بزن، کف بزن! حالا موقع روضه بماند که اصلاً یک تئاتر است، واقعاً تئاتر است!
تفاوت حال حقیقی و تصنّعی در روضه
در یکی از این سؤالاتی که برای بنده در سایت فرستاده بودند، نوشته بودند: «شما به این مجالس اهانت کردهاید و گفتهاید که اینها تئاتر است!» گفتم: «نهخیر، اهانت نکردهام، واقعاً تئاتر است!» گفتند: «مگر امام صادق نفرموده است که داد بزنید؟» گفتم: «امام صادق کجا دارد که داد بزنید؟!» در روایت معاویة ابن وهب است که حضرت در سجده میفرماید:
«وَارحَم الصَّرخَةَ الّتی [کانَت لَنا!] خدایا، ببخش آن صدا و فریادی را که برای عزای جدّمان حسین بلند میشود!»1
آن صرخه، صرخهای است که بیاختیار از انسان بلند شود؛ نهاینکه انسان در سینهزنی عربده بکشد! بله، ممکن است که از انسان بیاختیار صدایی هم بلند شود و این اشکال ندارد؛ اما نه داد و فریاد زدن و نعره کشیدن!
آیا خود امام صادق هم اینطور بود؟! چه کسی دیده که امام صادق در عزای جدّش اینطوری نعره بزند که ما الآن داریم میگوییم؟!
ای کسی که داری این مطلب را میگویی، آیا در مجالس از تو هم نعره دیده شده است؟! گریه با صدای کم هم از تو دیده نشده است، حالا داری میگویی که باید داد زد و نعره کشید! اگر قرار است بیل بزنی، چرا باغچۀ خودت را بلد نیستی بیل بزنی؟! چرا فقط برای مردم؟!
هدف از شرکت در مجالس روضۀ امام حسین علیه السلام
اینکه من میگویم اینها تئاتر است، برای این است که این نعره زدن و داد زدن ما را در یک فضای مجازی قرار میدهد! پس امام حسین در این وسط کجا رفت؟! ما که همهاش داد زدیم و بر سرمان زدیم که حسین را کشتند و زخم زدند! پس خود امام حسین در این وسط کجا رفت؟! مکتبش کجا رفت؟! حرفهایش کجا رفت؟! صحبتهایش در روز عاشورا کجا رفت؟! ما که یک ساعت را فقط به سر زدن و اینها گذراندیم، چه یاد گرفتیم؟! خب آمدیم بیرون و یکخرده سینۀمان درد گرفت و یکخرده سردرد هم گرفتیم و بعدش هم خوب شدیم! خب حالا [نتیجهاش] چه شد و چقدر به خدا نزدیک شدیم؟!
- الکافی، ج ٤، ص ٥٨٢:
«عَن مُعاویةَ بنِ وَهبٍ قال: استَأذَنتُ علَی أبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام فَقیلَ لی: ”ادخُل!“ فَدَخَلتُ فَوَجَدتُهُ فی مُصَلّاهُ فی بَیتِه فَجَلَستُ حَتّی قَضَی صَلاتَهُ فَسَمِعتُه و هو یُناجی رَبَّه و یَقولُ: ”یا مَن خَصَّنا بِالکَرامَة،... فارحَم تِلکَ الوُجوهَ الّتی قد غَیَّرَتها الشّمسُ، و ارحَم تِلکَ الخُدودَ الّتی تَقَلَّبَت علَی حُفرَةِ أبیعَبداللَه علیه السّلام، و ارحَم تِلکَ الأعیُنَ الّتی جَرَت دُموعُها رَحمَةً لَنا، و ارحَم تِلکَ القُلوبَ الّتی جَزِعَت و احتَرَقَت لَنا، و ارحَمِ الصَّرخَةَ الّتی کانَت لَنا!....»
ترجمه: «معاویة بن وهب گوید: برای دیدار امام صادق علیه السلام اذن دخول طلبیدم، پس اجازه دادند و من داخل شدم. دیدم حضرت در محلّ نماز خویش است، پس صبر کردم تا نماز حضرت تمام شود. در اینحال شنیدم حضرت را که در مناجات پروردگارش عرضه میدارد: ”ای کسی که ما را به کرامت و بزرگی اختصاص داد،... رحم کن بر آن چهرهها که [در راه محبّت ما] آفتاب رنگشان را دگرگون ساخته، و رحم کن بر آن گونهها که بر قبر ابیعبداللَه علیه السلام میگذارند و برمیدارند، و رحم کن بر آن چشمها که از روی ترحّم برای ما اشکشان سرازیر گشته، و رحم کن بر آن دلهایی که برای ما سوخته و به جزع آمده، و رحم کن بر آن فریادهایی که برای ما بلنده شده است!....“» (محقق)
- الکافی، ج ٤، ص ٥٨٢:
