هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
11«یا علی، مَثل تو مَثل سورۀ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ است. کسی که به این سوره اعتقاد داشته باشد، یکسوم از نصیب ایمان را حائز و واجد است؛ کسی که این سوره را بخواند و اعتقاد داشته باشد و به زبان بیاورد، دو سوم [از نصیب ایمان را حائز و واجد است؛] کسی که اعتقاد به این سوره داشته باشد و به زبان بیاورد و بهدنبال برود و پیگیر باشد (این سومی خیلی مهم است!) تمام ایمان را حیازت کرده است. کسانی که تو را قبول داشته باشند، به یکسوم ایمان رسیدهاند؛ کسانی که تو را قبول داشته باشند و به زبان هم بیاورند، دو سوم از ایمان را دارند؛ کسانی که تو را قبول داشته باشند و به زبان بیاورند و پیگیر هم باشند، (وقتی که [امتحان] پیش میآید، در نروند و فرار نکنند! وقتی که یک تیر میآید جاخالی ندهند تا به یکی دیگر بخورد، بلکه پای کار بایستند!) اینها همۀ مراتب ایمان را طی کردهاند.»1
ظهور مراتب ایمان افراد بعد از رحلت پیغمبر
در زمان پیغمبر مشخص نبود که مراتب ایمان چقدر است، چون آن هیمنه و شخصیت غالب رسول خدا بر افراد و بروز و ظهور حضرت مانع بود از اینکه آنچه در نفوس هست، ظهور پیدا کند! بعضیها در زمان رسول خدا بغض امیرالمؤمنین علیه السلام را در دل داشتند، ولی اظهار نمیکردند.2
ما تمام این مطالبی را که در این روایات هست، در زندگی شخصیمان تجربه کردهایم! ما در زمان مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ تمام این روایات را تجربه کردیم و همه را دیدیم! در زمان ایشان کسانی بودند که ایشان به من میفرمودند: «من نمیخواهم یک نگاه به اینها بیندازم!» و در میان خود ما بودند و در جلسات خود ما شرکت میکردند و الآن آنها از همه بیشتر داعیۀ پیروی از ایشان را دارند! من این مطلب را تا بهحال به کسی نگفتهام!
خب ما اسم نمیبریم و نباید هم ببریم، چون جایز نیست! دنیا، دنیای امتحان است و هر کسی باید بیاید و راه خودش را برود و مسیر خودش را طی کند.
- المحاسن، ج ١، ص ١٥٣:
«عَن عَمرو بنِ أبیالمِقدامِ عَن أبیعبداللَه علیه السّلام قال: ”قالَ رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم لِأمیرالمُؤمنینَ علیه السّلام: مَثَلُکَ مَثَلُ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾؛ فَإنّهُ مَن قَرَأها مَرّةً فَکَأنّما قَرَأ ثُلُثَ القُرآن، و مَن قَرَأها مَرّتَینِ فَکَأنّما قَرَأ ثُلُثَیِ القُرآن، و مَن قَرَأها ثَلاثَ مَرّاتٍ فَکَأنّما قَرَأ القُرآنَ! و کَذَلکَ مَن أحَبّکَ بِقَلبِه کانَ لَه مِثلُ ثُلُثِ ثَوابِ أعمالِ العِبادِ، و مَن أحَبَّکَ بِقَلبِه و نَصَرَکَ بِلِسانِه کانَ لَه مِثلُ ثُلُثَی أعمالِ العِبادِ، و مَن أحَبّکَ بِقَلبِه و نَصَرَکَ بِلِسانِه و یَدِه کان مِثلَ ثَوابِ أعمالِ العِباد!“» - الاحتجاج، ج ١، ص ١٤٤:
«... قالَ: فَهَل فیکُم أحَدٌ قال لَه رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”إنّی لَأرحَمُکَ مِن ضَغائِنَ فی صُدورِ أقوامٍ عَلیکَ لا یُظهِرونَها حَتّی یَفقِدونی فَإذا فَقَدونی خالَفوا فیها غَیری“؟....»
ترجمه: «... امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: آیا به جز من کسی بین شما هست که رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به او فرموده باشد: ”دلم برای تو به رحم میآید از کینههایی که نسبت به تو در سینۀ گروهی است که بر علیه تو هستند؛ و آن کینهها را آشکار نمیکنند مگر بعد از من، و چون از دنیا رَوَم به مخالفت برخیزند“؟....» (محقق)
کتاب سلیم، ج ٢، ص ٥٦٩:
«... فَقُلتُ: یا رسول اللَه، ما یُبکیکَ؟ فَقالَ: ”ضَغائِنُ فی صُدورِ أقوامٍ لا یُبدونَها لَکَ إلّا مِن بَعدی!“....»
ترجمه: «امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کردند:... پس عرض کردم: ای رسول خدا، علّت گریۀ شما چیست؟ فرمود: ”کینههایی از تو که در سینۀ گروه و اقوامی موجود است؛ و آنها را آشکارا نمیکنند مگر بعد از من!“....» (محقق)
- المحاسن، ج ١، ص ١٥٣:

