
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
9«حضرت فرمودند: ”کافی است! ای حارث تو مردی هستی که بر تو امر مشتبه شده است! دین خدا را به مردم نمیتوان شناخت، به کثرت جمعیّت و به شخصیّت و به اعتبار و به استکبار آنها؛ (إنَّ دینَ اللَه لا یُعرَفُ بالرِّجالِ بَل بِآیَةِ الحَقِّ!)، دین خدا با حق شناخته میشود؛ حق را بشناس تا دین را بشناسی!“»
دکتر طه حسین مصری این جمله را که از امیرالمؤمنین نقل میکند ـ ظاهراً در کتاب علیٌّ و بنوه ـ میگوید: «از کلام خدا و رسول خدا گذشته، در تمام کرۀ زمین را بگردید، کلامی از این قویتر و عالیتر نمیبینید!»1
امیرالمؤمنین میخواهد بفرماید: دیگران رفتند سر و صدا کردند، خلافت را گرفتند، مساجد را پر از جمعیّت کردند، لشکر کشی کردند، آوازهای خیلی شدید، چشمگیر؛ اینها تو را گول نزند! دین خدا به بزرگی کارها و چشمگیر بودن آنها شناخته نمیشود، دین خدا به افراد شناخته نمیشود؛ به آیۀ حق شناخته میشود! تا انسان حق را درک نکند اهل حق را نمیفهمد: «فاعرِف الحقَّ تعرِفْ أهلَه؛ اوّل، حق را باید بفهمی تا بفهمی لواداران حق کدامها هستند.»
«یا حارِث! إن الحقَّ أحسَنُ الحَدیثِ و الصّادِعُ به مجاهدٌ.»
«”ای حارث! حق، بهترین گفتار است و آن کسی که صدای خود را به حق بلند کند، مجاهد در راه خدا است.“»
«و بالحَقِّ أُخبِرُک، فَأرعِنِی سَمعَکَ، ثُمَّ خَبِّر بهِ مَن کان لَهُ حَصافَةٌ من أصحابِک!»
«”من الآن با تو از روی حق دارم صحبت میکنم، تو را خبر میدهم به حق؛ گوشت را فرا دار، خوب گوش کن؛ بعد برو از اصحاب و یاران خود آن افرادی که فهمشان قوی است، دارای شخصیّت علمی هستند و دارای مناعت هستند، این مطالب را به آنها بگو!“»
گفتار امیرالمؤمنین علیه السّلام به حارث دربارۀ درجات و مقام خود
«ألا إنِّی عَبدُ اللَه و أخو رَسولِهِ و صدّیقُهُ الأوَّلُ، قد صَدَّقتُهُ و آدَمُ بَینَ الرّوحِ و الجَسَد؛ ثُمَّ إنّی صِدّیقُهُ الأوَّلُ فی أُمَّتِکُم حَقًّا.
فنَحنُ الأوَّلونَ و نَحنُ الآخِرونَ، و نَحنُ خاصَّتُهُ ـ یا حارثُ ـ و خالِصَتُهُ. وَ أنا صَفوُهُ و وَصیُّهُ و وَلیُّهُ و صاحِبُ نَجواهُ و سرِّهِ.»
- سیری در نهج البلاغة، ص ٣٥.
