
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
13بگو ببینم: در آن حال، خدا با پیغمبرش چه معاملهای خواهد نمود؟ و پیغمبرش با وصیّ خود چه معامله خواهد نمود؟
ای حارث! این را که گفتم بگیر و به دل خود بسپار؛ اندکی بود از بسیار. آن وقت حضرت سه مرتبه فرمود: تو یگانه و متّحد هستی با هر کسی که او را دوست داری، و برای توست تمام اعمالی که اکتساب نمودهای.“»1و2
فقام الحارثُ یَجُرُّ رِدَآءَهُ و هو یقول: ما أُبالی بَعدَها مَتیٰ لَقیتُ المَوتَ أو لَقِیَنی.
اشعار سیّد حمیری دربارۀ گفتار امیرالمؤمنین به حارث
قالَ جَمیلُ بنُ صالِحٍ: و أنشَدَنی أبوهاشِمٍ السّیّدُ الحِمیَریُّ ـ رَحِمَهُ اللَه ـ فیما تَضَمَّنهُ هَذا الخَبَر:
١. قَولُ عَلیٍّ لِحارِثٍ عَجَبٌ *** کَم ثَمَّ أُعجوبةٌ لَهُ حَمَلا ٢. یا حارِ هَمدانَ من یمُتْ یَرَنی *** من مُؤمِنٍ أو مُنافِقٍ قِبَلا ٣. یعرِفنی طَرفُهُ و أعرِفهُ *** بِنَعتِهِ و اسمِهِ و ما عَمِلا ٤. وَ أنتَ عِندَ الصّـِراطِ تَعرِفُنی *** فَلا تَخَف عَثرَةً و لا زَلَلا ٥. أسقِیکَ مِن بارِدٍ عَلیٰ ظَمَإٍ *** تَخالُهُ فی الحَلاوَةِ العَسَلا ٦. أقول لِلنّارِ حینَ توقَفُ *** لِلعَرضِ: دَعیهِ لا تَقرَبی الرَّجُلا ٧. دَعیهِ لا تَقرَبیهِ إنَّ لَهُ *** حَبلًا بِحَبلِ الوَصیِّ مُتَّصِلا3و4 «چون حارث هَمدانی این سخنان دُرربار را از زبان امیرالمؤمنین علیه السّلام شنید، از جای خود برخاست و حرکت کرد، و چنان مست و مدهوش آن کلام شده بود که از شدّت خوشحالی و سرور نمیتوانست ردایش را جمع کند، میرفت و رداء به روی زمین میکشید و با خود میگفت: پس از استماع این کلمات، من دیگر باک ندارم که مرگ به سوی من آید یا من به سوی مرگ بروم!
ترجمۀ أشعار سیّد حمیری
جمیل بن صالح که از راویان این حدیث است گوید: شاعر اهلبیت، سیّد إسماعیل حِمیَری، مضمون این خبر را برای من چنین به شعر درآورد:
١. گفتار علیّ بن أبیطالب به حارث بن أعور هَمدانی بسیار شگفت انگیز است، چه آن گفتار عجائب و غرائبی را در بر دارد.
٢. ای حارث همدانی! هر کس بمیرد مرا خواهد دید، چه مؤمن باشد یا منافق؛ در مقابل و روبروی من مرا دیدار خواهد کرد.
- «و چه خوش شعرائی از پارسیزبانان، این قسمت از فرمایش مولا را به نظم درآوردهاند؛ چنانکه در أمثال و حِکَم دهخدا، ص ١٩٢٥، که در مجلّد چهارم است، از بابا أفضل آورده است:
تا در طلب گوهر کانی کانی ** تا زنده ببوی وصل جانی جانی
فیالجمله حدیث مطلق از من بشنو ** هر چیز که در جستن آنی آنی
و از کمال اسماعیل آورده است:
آدمی بر حسب همّت خویش افزاید ** هرچه اندیشه در آن بندد چندان گردد
و از مولوی آورده است:
میل تو با چیست ببین بیشک آنی ** بهیقین بنگر خود را که چهای زاغی یا باز و هما
و از أوحدی آورده است:
هرچه ورزش کنی همانی تو ** نیکویی ورز اگر توانی تو
و از عَینُالقُضاة همدانی آورده است:
”جویای هرچه هستی میدان که عین آنی؛ هرچه در بند آنی بندۀ آنی. هرچه دلبند توست خداوند توست؛ و هرچه هوای تو، خدای تو.“» (معاد شناسی) - و برای رسانیدن این واقعیّت چه خوب مجلسی در بحار الانوار (طبع کمپانی)، ج ٢ (مزار)، ص ١٣٨ و ١٣٩ از عیون و أمالی صدوق در ضمن روایت مفصّلی از حضرت رضا علیه السّلام به رَیّان بن شَبیب روایت کرده است که، آن حضرت به او فرمودند:
«یا بنَ شَبیبٍ! إن سَرَّکَ أن یَکونَ لَکَ من الثَّوابِ مِثلُ ما لِمَن استُشهِدَ مَعَ الحسینِ علیه السّلام، فقل مَتیٰ ما ذَکَرتَهُ: یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فأفوزَ فَوزًا عَظیمًا.
یا بنَ شَبیبٍ! إن سَرَّکَ أن تکونَ مَعَنا فی الدَّرَجاتِ العُلیٰ من الجِنانِ، فاحزَن لِحُزنِنا و افرَح لِفَرَحِنا و علیکَ بِوَلایَتِنا، فَلَو أنَّ رَجُلًا تَوَلَّی حَجَرًا لَحَشَرهُ اللهُ مَعَهُ یَومَ القیامَة.» (معاد شناسی) - در بشارة المصطفی یک بیت دیگر نیز آورده است:
هذا لَنا شیعَةٌ و شیعتُنا *** أعطانیَ اللهُ فیهمُ الْأمَلا
و این ابیات را با این بیت، در دیوان حمیری، ص ٣٢٧ و ٣٢٨ آورده؛ و جمعکنندۀ دیوان گفته است که: «اینها در أعیان الشّیعة، ج ١٢، ص ٢٦٣، و کشف الغمّة، ص ١٢٤؛ و مناقب، ج ٣، ص ٢٣٧؛ و شرح نهج البلاغة [ ابن أبی الحدید] جلد اوّل، ص ٢٩٩ ذکر شده است.» (معاد شناسی) - مجالس، شیخ مفید (طبع نجف اشرف، مطبعه حیدریّه)، ص ٢ ـ ٤؛ و در بحار الأنوار (طبع آخوندی)، ج ٦، کتابُ العدلِ و المَعاد، ص ١٧٨ تا ص ١٨٠ با همین سند از مفید نقل کرده است؛ و در کشف الغمّة (طبع سنگی)، ص ١٢٣ و ١٢٤ بدون ذکر سند آورده است؛ و در أمالی، شیخ طوسی (طبع نجف، مطبعه نعمان، ١٣٨٤ هجریّه)، در جلد ٢، ص ٢٣٨ تا ص ٢٤٠ آورده است با این سند: *** جماعتی خبر دادند از أبیالمفضّل، از محمّد بن علیّ بن مهدیّ کندی در کوفه و غیره، از محمّد بن علیّ بن عَمرِو بن ظَریف حُجری، از پدرش، از جمیل بن صالح، از أبوخالد کابلی، از أصبَغ بن نُباته؛ و در کتاب بشارةُ المصطفی (طبع مطبعه حیدریّه، نجف سنه ١٣٨٣ هجریّه) در ص ٤ و ٥، با سند دیگری ذکر کرده است و آن این است: خبر داد به ما شیخ أبوالبَقاء إبراهیم بن حسین بن إبراهیم رقا بصری به قرائت من بر او، در مشهد مولانا امیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب علیه السّلام در محرّم سنۀ پانصد و شانزده، او گفت: روایت کرد برای من شیخ أبوطالب محمّد بن حسین بن عَتَبَه، در ماه ربیع الاوّل سنه چهارصد و شصت و سه در بصره در مسجد نخّاسین ـ که درود بر صاحب او باد ـ او گفت: حدیث کرد برای ما شیخ أبوالحسن محمّد بن حسن بن حسین بن أحمد فقیه، او گفت: حدیث کرد برای ما حَموَیه أبوعبدالله ابن علیّ بن حَموَیه، او گفت: حدیث کرد برای ما محمّد بن عبدالله بن مُطلّب شیبانی، او گفت: حدیث کرد برای ما محمّد بن علیّ بن مهدیّ کندی، از محمّد بن علیّ بن عمرو بن ظریف حجری، از پدرش، از جمیل بن صالح، از أبوخالد کابلی، از أصبغ بن نباته. (معاد شناسی)
- «و چه خوش شعرائی از پارسیزبانان، این قسمت از فرمایش مولا را به نظم درآوردهاند؛ چنانکه در أمثال و حِکَم دهخدا، ص ١٩٢٥، که در مجلّد چهارم است، از بابا أفضل آورده است:
