
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
10«”ای حارث، بدان که من بندۀ خدا هستم و برادر پیغمبر خدا، و اوّلین صدّیق پیغمبر (یعنی: تصدیقکنندۀ پیغمبر، اوّلین کسی که پیغمبر را تصدیق کرد). من تصدیق کردم نبوّت پیغمبر را در لحظۀ اوّل، آن هنگامی که آدم بین روح و جسدش بود. از آن گذشته، اوّلین تصدیقکنندۀ پیغمبر هستم در امّت شما حقّاً (در عالم امر، آن وقتی که آدم بین روح و جسد بود، تصدیقش کردم؛ و در عالم خلق هم اوّلین کسی که تصدیق پیغمبر کرد، من بودم).
پس ما اوّلین هستیم و ما آخرین، و ما خاصّۀ پیغمبر هستیم (یعنی برگزیده؛ مصطفی یعنی کسی که مورد انتخاب است، برگزیده است).
(و خالِصَتُه) آن شیرهکشیده، لُباب (پیغمبر زحمت کشید، امّا تمام زحمات پیغمبر شیرهکشیده و خالص، وجود ماست، من شاگرد پیغمبرم، من خالصۀ پیغمبرم).
(و أنا صَفوُه) برگزیدۀ پیغمبرم.
(و وَصیُّه) وصیّ پیغمبرم و ولیّ پیغمبرم (ولیّ پیغمبر یعنی آن کسی که از طرف پیغمبر صاحب اختیار شد بر تمام امّت تا روز قیامت.)
و من صاحب نجوای پیغمبرم (پیغمبر نجوا را ممنوع کرد، مگر اینکه من با پیغمبر نجوا میکردم) و من صاحب سرّ پیغمبرم.“»
«أُوتیتُ فَهمَ الکِتاب وَ فَصلَ الخِطاب وَ عِلمَ القُرون وَ الأسباب.»
«”به من داده شد فهم کتاب.“»
یعنی: من قرآن را میفهمم، من کتاب عالم تکوین را درک میکنم. از امیرالمومنین علیه السّلام سؤال کردند: «آیا جبرئیل بر شما وحی میآورد؟! حضرت فرمودند: ”نه، اللَهمّ الاّ اینکه پروردگار علیّأعلیٰ به ما فهم کتاب داده است.“»1 عمده مسئله این است.
«(وَ فَصلَ الخِطابِ) ”خطاب فاصل.“»
یعنی: هر خطابی در عالم بشود، فصلش دست من است؛ میفهمم کدام درست است، کدام غلط است. هر کس به هر دینی، به هر مذهبی، به هر علمی، به هر خصوصیّتی باشد، حقّ و باطل در دست من است!
«”و علم قرون.“»
علم قرون یعنی چه؟ مردم آمدند، سلسلهها آمدند، گذشتند، اینها چه قِسم با همدیگر ارتباط دارند و احوالشان چه بوده است هم در دست من است.
- التفسیر الصافی، ج ١، ص ٣١؛ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٣٤٩:
«از حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کردهاند که از او پرسیدند: ”هَل عِندَکُم مِن رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ شَیءٌ مِن الوَحیِ سِوَی الْقُرآنِ؟! آیا از رسول خدا صلّی الله علیه و آله، غیر از قرآن در نزد شما مقداری از وحی آسمانی میباشد؟!“ حضرت گفت: ”نه، سوگند به آن کسی که دانه را شکافت و جان را آفرید؛ مگر اینکه خداوند به بندۀ خودش فهمیدن کتابش را عنایت فرماید؛ قالَ: لا و الّذی فَلَقَ الحَبَّةَ و بَرَءَ النَّسَمَةَ؛ إلّا أن یُعطیَ عَبداً فَهماً فِی کتابِه.“»
- التفسیر الصافی، ج ١، ص ٣١؛ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٣٤٩:
