نتیجه
غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
91
- --> تهذیب الأحکام، ج ٤، ص ١٤٥:
«عن الحارثِ بنِ المُغیرَةِ النَّصریّ قال: دَخَلتُ علَی أبیجعفرٍ علیه السّلام فَجَلَستُ عِندَهُ، فَإذا نَجیَّةُ قد استَأذَنَ علَیه فَأذِنَ لَه. فَدَخَلَ فَجَثا علَی رُکبَتَیه ثُمّ قال: جُعِلتُ فِداکَ، إنّی أُریدُ أن أسألَکَ عَن مسألةٍ و اللَهِ ما أُریدُ بِها إلّا فَکاکَ رَقَبَتی مِن النّار، فَکأنّه رِقٌّ لَه! فاستَویٰ جالِسًا فَقال لَه: ”یا نَجیَّةُ، سَلنی فَلا تَسألُنی الیَومَ عن شَیءٍ إلّا أخبَرتُکَ بِهِ!“ قال: جُعِلتُ فِداکَ، ما تَقولُ فی فُلانٍ و فُلانٍ؟ قال:
”یا نَجیّةُ، إنّ لَنا الخُمُسَ فی کتابِ اللَهِ و لَنا الأنفالَ و لَنا صَفوَ الأموالِ، و هُما و اللَهِ أوّلُ مَن ظَلَمَنا حَقَّنا فی کتابِ اللَهِ و أوّلُ مَن حَمَلَ النّاسَ علَی رِقابِنا، و دِماؤُنا فی أعناقِهِما إلَی یَومِ القیامَةِ بِظُلمِنا أهلَالبَیتِ. و إنّ النّاسَ لَیَتَقَلَّبونَ فی حَرامٍ إلَی یَومِ القیامَةِ بِظُلمِنا أهلَالبَیتِ!“
فَقالَ نَجیَّةُ: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ هَلَکنا و رَبِّ الکَعبَةِ! قال: فَرَفَعَ فَخِذَهُ عن الوِسادَةِ فاستَقبَلَ القِبلَةَ فَدَعا بِدُعاءٍ لَم أفهَم مِنهُ شَیئًا إلّا أنّا سَمِعناهُ فی آخِرِ دُعائِهِ و هو یَقولُ: ”اللَهمّ إنّا قد أحلَلنا ذَلِکَ لِشیعَتِنا!“ قال: ثُمَّ أقبَلَ إلَینا بِوَجهِهِ و قال: ”یا نَجیَّةُ، ما علَی فِطرَةِ إبراهیمَ علیه السّلام غَیرُنا و غیرُ شیعَتِنا!“»
ترجمه: «حارث بن مغیره نَصری گوید: بر امام باقر علیه السلام وارد شدم و نزد حضرت نشستم که نَجیّه اذن دخول طلبید. حضرت اجازه دادند و او بر حضرت وارد شد و دو زانو نشست. سپس به حضرت عرض کرد: فدایت شوم، سؤالی دارم و به خدا قسم هدفی ندارم مگر اینکه از آتش جهنم رهایی یابم. و گویی مانند بندهای در مقابل حضرت بود. حضرت صاف نشستند و فرمودند: ”ای نجیّه، بپرس که امروز از هرچه بپرسی پاسخ میدهم!“ عرض کرد: راجع به فلانی و فلانی چه میفرمایید؟
حضرت فرمودند: ”ای نجیّه، خُمس در کتاب خدا از آنِ ما است و انفال برای ما است و بهترین و برگزیدۀ اموال [در غنائم] برای ما است؛ و آن دو نفر ـ به خدا قسم ـ اولین کسانی بودند که حقّ ما در کتاب خدا را از روی ظلم پایمال نمودند، و اولین کسانی بودند که مردم را بر ما مسلّط نمودند، و بهخاطر ظلمی که بر ما نمودند خون ما بر گردن آنها خواهد بود؛ و همانا بهخاطر ظلمی که [با غصب حقّ ما] بر ما نمودند، همۀ مردم تا روز قیامت در حرام دست و پنجه میزنند!“
در این هنگام نجیّه سه بار گفت: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾؛ ”ما مِلک خدا هستیم و بهسوی او بازمیگردیم!“ و گفت: قسم به خدای کعبه که ما هلاک شدیم! در این حال حضرت پای خود را از روی بالش برداشتند و رو به قبله نمودند و دعایی نمودند که من چیزی از آن نفهمیدم مگر اینکه در آخِر آن دعا شنیدیم عرضه میداشت: ”خداوندا، ما آن را برای شیعیانمان حلال نمودیم!“ سپس حضرت رو به ما نمودند و فرمودند: ”ای نجیّه، بر فطرت [و دین] ابراهیم علیه السلام نیست مگر ما و مگر شیعیانمان!“» (محقق) -->
- --> تهذیب الأحکام، ج ٤، ص ١٤٥:

