غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
15امتناع علامه طهرانی از رفتن به خارج برای معالجه
من همین مسئله را در سخنان مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ میدیدم! در کتابشان هم نوشتهاند و لابد خودتان مطالعه کردهاید.
وقتی که ایشان مریض شدند، همۀ افراد به ایشان سفارش میکردند که آقا، بروید خارج! خب خارج یعنی چه؟ خارج یعنی یهودیها، یعنی صهیونیست! مگر انگلستان غیر از صهیونیسم است؟! چه شد؟! حالا برای معالجه اشکال ندارد؟! آمریکا کیست؟ مگر اینها صهیونیست نیستند؟! مگر اینها یهود نیستند؟! مگر اینها ضدّ اسلام نیستند؟! بله، همۀ اینها هستند! همۀ اینها دوَل کفر و استعمار و شیطان نمرۀ یک اسلام و تشیّع و ولایت هستند! پس چرا گُر و گُر برای سردردمان هم عتبه بوسی آن ممالک را توتیای چشممان میکنیم؟!
حالا چه کسی بهدنبال علی است و چه کسی این ولایت را لبیک گفته است؟! آن پدر ما که وقتی ناراحتی چشم پیدا کرده بودند و پزشکان چشم در طهران به ایشان توصیه کردند که شما که امکانات دارید، چرا در اینجا میخواهید [معالجه کنید؟!] بلند بشوید و بروید در خارج! وقتی که به منزل آمدیم، ایشان به من فرمودند:
«بنده بلند شوم و به خارج بروم؟! بنده که یک عمر دارم میگویم تمام بلایای مسلمین از این دوَل کفر است، بلند شوم و به خارج بروم؟! آیا آنها نخواهند گفت که این عالم، این آیةاللَه، این روحانی و این کذا که خودش دارد این و آن را میگوید، چه شد که وقتی یک چشمش درد گرفت، دارد میآید دست ما را ببوسد؟!»1
به این حرفها دقت کردهایم؟! لذا عرض میکنم که از امروز وقتی آیۀ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ﴾ را میخوانیم، یکخرده بیشتر فکر کنیم که این آیه میخواهد چه چیزی را به ما بگوید!
ایشان فرمودند:
«اگر از هر دو چشم کور شوم، پایم را از ایران بیرون نمیگذارم!»
این فرد را میگویند پرچمدار و لوادار مکتب! این فرد را میگویند آزاد شدۀ مکتب علی! این فرد را میگویند بندۀ علی و بندۀ ولایت! این فرد را میگویند کسی که فهم تشیّع در او تبلور پیدا کرده است! این فرد را میگویند کسی که دفائن عقول او باز شده است و فهم دیگری پیدا کرده است! این فرد را میگویند کسی که دلسوز دین است؛ دلسوز مثل مادر، نه دایه! ما همه دایه هستیم، نه مادر!
- رجوع شود به روح مجرد، ص ٢١١ ـ ٢١٧، تعلیقه.

