غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
11احادیثی در باب سنگینی گناه خلیفۀ اول و دوم (ت)
ای عمر، تو چهکار کردی؟! ده سال خلافت را گرفتی، نتیجهاش چه شد؟ آیا این ده سال ارزشش را داشت؟! رفقا، شما ده سال پیش یادتان نمیآید؟! ده سال پیش انگار همین دیروز بود! شما اگر در این مدتِ ده سال میآمدید و همان کاری را میکردید که عمر کرد، چه خاکی بر سر میکردید؟
بندۀ امیرالمؤمنین شدن یعنی آزادی و سعادت
میدانید میخواهم چه عرض کنم؟ میخواهم کمکم به یک مطلب برسیم! همین ده سال پیش را بهیاد بیاورید، میشود روز عید غدیر سال هزار و چهارصد و بیست و یک هجری قمری! میگویید: عجب، انگار که همین دیروز بود! مثل باد و مثل برق گذشت! پس چهکار کنیم؟ بیاییم و خودمان را از این بندگی دربیاوریم و بندۀ امیرالمؤمنین بشویم!
اگر بندۀ او بشویم، دیگر آزاد میشویم و کسی نمیتواند بر گردن ما طناب بیندازد و ما را بهسمت اینطرف و آنطرف بکِشد! دیگر کسی نمیتواند با طنابِ درهم و دینار، گریبان ما را بگیرد و به اینطرف و آنطرف ببرد! دیگر کسی نمیتواند با یک صندلی چوبی ما را بفریبد و در مسیر امیال خودش به بهرهکشی بکشاند؛ چون آزاد شدهایم و دیگر کسی نمیتواند با انسان آزاد کاری بکند!
اگر بگوید به تو پول میدهم، میخندیم و میگوییم: «آقاجان، دیر آمدی! باید چند سال زودتر میآمدی!» اگر بگوید یک میلیون به تو میدهم، میگوییم: «آقاجان، بگذار در جیبت! بگذار جلوی آینه تا دو میلیون بشود، و اگر یک آینه هم در مقابلش بگیری که به اضافۀ بینهایت میشود!» اگر بگوید ده میلیون به تو میدهم، ـ البته اگر داشته باشد ـ باز به ریشش میخندیم! اگر بگوید آقا، صد میلیون به تو میدهم، یا اصلاً یک میلیارد به تو میدهم، میگوییم: «آقاجان، تو اصلاً یک عددِ یک بگذار و بعد از اینجا تا طهران جلوی آن صفر بگذار! خوب است یا نه؟»
چرا اینطور شدی [و قبول نمیکنی]؟ برای اینکه آزاد شدی! تا حالا بنده بودی، تا حالا برای یک میلیون، هزار تا دروغ میگفتی! ای بدبخت، تا دیروز فقط برای اینکه صد هزار تومان گیرت بیاید، دروغ میگفتی! میگفتی: «آقا، این جنس را هیچکس ندارد و فقط ما داریم، جای دیگر نروی!» ولی الآن آزاد شدهای! میگویی: «آقا، فلان خیابان، جنس بهتر از ما را دارد، برو از آنجا بگیر!» این یعنی آزاد شدهای! تا دیروز وقتی که به تو «آقای فلان» میگفتند، افتخار میکردی؛ ولی الآن اگر تمام مناصب دنیا را به تو بدهند [میخندی!] اگر شما را رئیسجمهور ایران که یک انگشت دنیا هم نمیشود، یا رئیسجمهور خاورمیانه هم بکنند، فقط بدبختی است! اگر شما را رئیسجمهور قارهّهای خمسه هم بکنند، باز هم بدبختی است! میگویید: «آقا، برو حال داری! دو روز دنیا را به چه بگذرانم؟!» اگر شما را رئیس جمهور ماه و کلّ منظومۀ شمسی ـ البته در آنجا که دیگر انسان نیست ـ بکنند و هرچه میخواهی به شما بدهند، همه را در ازای آنچه فهمیدهاید، به باد میدهید! چون از همه چیز آزاد شدهاید؛ از زن و فرزند آزاد شدهاید، از قوم و خویش آزاد شدهاید، از شرکت و غیر شرکت آزاد شدهاید!

