
غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
توضیحی در رابطه با حدیث عشیره
غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
13آمده است این کارها را بکند، چون او پیغمبر است! این کارها زحمت دارد، دربهدری دارد، هجرت دارد، بیخانمانی دارد و برای انسان دشمن میسازد! حالا از بین شما کیست که بیاید این بار را بردارد و ثقل مرا کم کند و گُردۀ مرا تخفیف بدهد و در این رسالت من، مرا کمک کند؟
عبارت مرحوم آقا این بود که رسول خدا در آن جایگاه و تکلیف و مأموریتی که از ناحیۀ پروردگار داشت، میخواست برای این رسالت خود، یک نفر و یک نفس را در کمک این رسالت قرار بدهد که بتواند این بار را بکشاند و آن حرکت را ادامه بدهد و نگذارد بایستد. ـ نمیدانم که آن مقصود و مراد خودم را بیان کردم یا نه! ـ یعنی پیغمبر میخواست در آن تکلیفی که خدا بر عهدۀ او گذاشته بود، کس دیگری را همراه خودش قرار بدهد. آن تکلیف عبارت است از حرکت و سوق دادن همۀ نفوس و خلایق بهسوی پروردگار و از بندگی درآوردن و آزاد ساختن آنها و باب معرفت را به روی همه باز کردن؛ نه فقط انجام دادن احکام جزئی مثل احکام طهارت و نماز و روزه و امثالذلک!
امیرالمؤمنین علیه السلام بلند شد و فرمود که من این کار را انجام میدهم!
بعد عبارت مرحوم آقا این بود:
«خیال نکنید که این خطاب فقط نسبت به امیرالمؤمنین است، بلکه این خطاب نسبت به تکتک افراد است!»
رسول خدا در امروز، روز پنجشنبه و روز عید غدیر سنۀ هزار و چهارصد و سی و یک دارد به یکیک ما که در اینجا نشستهایم میگوید: «أیّکُم یُوازِرُنی؟» چه کسی از شما هست که بیاید و مرا در این مسیر رسالت و در این حرکت کمک کند؟ وِزر یعنی سنگینی! یُوازِر یعنی قبول وزر کردن، یعنی وزر و ثقل را تحمل کردن و أعباء را به دوش کشیدن!
غدیر، یک روز زنده در طول تاریخ
بنابراین اگر دقّت کنیم مسئلۀ ولایت مسئلهای نیست که مربوط به هزار و چهارصد سال پیش باشد و فقط اختصاص به امیرالمؤمنین داشته باشد تا ما در امروز فقط بنشینیم و یا علی بگوییم و به سینه بزنیم و شعر بخوانیم و بعد هم تمام شد و رفت! خب ولایتی که مربوط به امیرالمؤمنین بوده و ابلاغش هم گذشته است، به ما چه مربوط است؟! این قضیه در هزار و چهارصد سال پیش در غدیر خم بوده است که پیغمبر مردم را جمع کرد و این مطلب را به آنها ابلاغ و اعلان کرد، خب به ما چه ارتباطی دارد؟! بسیار خوب، ما هم قبول میکنیم که امام ما امیرالمؤمنین است و بعد از پیغمبر، او وصیّ است و آن سه نفر غاصب و ظالم هستند و حق او را گرفتهاند! ولی آیا همینکه ما قبول کردیم، مسئله تمام شد؟! نهخیر، اینکه چیزی نیست و اهمّیتی ندارد!
