
غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
توضیحی در رابطه با حدیث عشیره
1) وابستگی رسالت پیامبر به ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین در روز غدیر. 2) نشانههای ورود در حریم ولایت امیرالمؤمنین. 3) ثمرات تبعیت از امیرالمؤمنین. 4) احادیثی در باب گناه و انحراف ابوبکر و عمر. 5) وظایف طلاب علوم دینی و هدف و مقصد آنان.
غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
توضیحات:
1) وابستگی رسالت پیامبر به ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین در روز غدیر. 2) نشانههای ورود در حریم ولایت امیرالمؤمنین. 3) ثمرات تبعیت از امیرالمؤمنین. 4) احادیثی در باب گناه و انحراف ابوبکر و عمر. 5) وظایف طلاب علوم دینی و هدف و مقصد آنان.
غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
16مادر آن کسی است که وقتی امیرالمؤمنین [در آن نزاع] میگوید: حالا من این بچه را با شمشیر نصف میکنم و یکی را به تو و یکی را به او میدهم تا دیگر دعوا نداشته باشید، آن دایه همینطور نگاه میکند، ولی این مادر میگوید: «نه، بچه را به او بده!»1 چون مادر است و این بچه به قلبش وصل است، ولی آن دایه به قلبش وصل نیست، لذا با خودش میگوید: «مُرد هم که مُرد! هزار تا مثل او هم بمیرند که بمیرند! مسئلهای نیست و اشکالی ندارد!» متوجه شدید؟
حالا این حقیقت ولایت، یک حقیقت منحصر به فرد و شخص نیست، بلکه امیرالمؤمنین لوادار آن است و افراد باید بیایند و در زیر این لوا جمع شوند! آن افراد فقط معمّمین نیستند؛ بلکه همۀ افراد هستند: معمّم، غیر معمّم، کاسب، تاجر، طبیب، مهندس، بقّال، عطّار، عالم، مجتهد، غیر مجتهد، طلبه! همۀ اینها باید به زیر این لوا و زیر این پرچم بیایند و بایستند و هر کس باید به سهم خود و به میزان فهم خود و به میزان سعۀ وجودی خود بگوید من هستم!
معنای میزان بودن امیرالمؤمنین
امروز بر منبر فرمودند که امیرالمؤمنین میزان است.2 [یعنی] امیرالمؤمنین در روز قیامت میآید و جلوی ما را میگیرد و میگوید: من برای این ولایت این کارها را کردم، شما چه کردید؟ میگوید: اینهمه جنگها پیشکش شما، آیا شما در راه ولایت من یک سیلی خوردید؟! تازه این یک مورد آن است، دیگر بقیۀ مسائلش بماند که در طاقت مجلس نیست و من نمیتوانم آن ظلمهایی را که واقعاً بر امیرالمؤمنین شد بیان کنم، بهنحویکه اصلاً بعضیها انکار میکنند و میگویند اصلاً این مسائل نبوده است!
پس همۀ افراد باید به زیر این لوا بیایند و این ولایت را قبول کنند. لذا منظور از اینکه ما در امروز وقتی به یکدیگر میرسیم میگوییم: «الحمدُ لله الّذی جعَلنا مِن المُتمَسّکینَ بوِلایةِ أمیرالمؤمنینَ و الأئمّةِ المَعصومینَ علیهم السّلام!»3 و با امیرالمؤمنین تجدید بیعت ـ یعنی تجدید حیات ـ میکنیم، این مسئله است!
- الإرشاد، ج ١، ص ٢٠٥؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٢، ص ٣٦٧.
- المزار، شهید اول، ص ٤٦، فرازی از زیارتنامۀ امیرالمؤمنین علیه السلام:
«... السّلامُ علَی أبیالأئمّةِ و خَلیلِ النّبوّةِ المَخصوصِ بِالأخوّةِ! السّلامُ علَی یَعسوبِ الدّینِ و الإیمانِ و کَلِمةِ الرّحمٰنِ! السّلامُ علَی میزانِ الأعمالِ!....»
ترجمه: «... سلام بر پدر ائمه و یار پیغمبر که مخصوص به برادری گشته! سلام بر رئیس و سالارِ امر دین و ایمان و کلمۀ خداوندِ رحمان! سلام بر ترازوی أعمال!....» (محقق) - إقبال الأعمال، ج ١، ص ٤٦٤، با قدری اختلاف. امام شناسی، ج ٩، ص ٢٥٥:
«حمد و سپاس مختصّ خداوندی است که ما را از چنگزدگان و درآویختگان به ولایت امیرمؤمنان و امامان طاهرین علیهم السلام قرار داد!»
